{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P8

P8
یه دامن پوشیدم جلوش یکیمی باز بود ولی تو کمدم بود چقدر لباس های پرنسسی برام خریده
به سمت اتاقش رفتم و در زدم
تام : بیا تو استلا
درو باز کرد وای چه دفتر قشنگی داره در حین اینکه به اینا فکر میکردم رفت و نشست پست میزش
استلا : سلام آقای ریدل اینا رو
تام : بیا بدش
جلو رفتم و برگه هارو بهش دادم
ناخودآگاه جمله احمقانه ای گفتم
استلا : نمیتونم به اندازه شما خوش خط باشم
تام پوزخند واضحی زد و گفت : دلیلش گشتن با آملی عه
راس میگفت عین عشوه های اون بود
تام : خب خوبه
استلا : ممنون
نزدیکم اومد
تام : خب میتونی بری فردا به موقع حاظر باش وگرنه مجبورت میکنم کل نت های ویالون رو
دست راستمو گرفت و ادامه داد : ۱۰ بار بنویسی
استلا : خوبه خودت میدونی دستم درد گرفته
تام : آره میدونم
استلا : اینارو ول کن امروز با یه بشکن چوبدستمیم وآوردی روز اول هم همین کارو کردی یادم میدی
تام : جالبه بعد امروز دوست داری بازم ازم چیزی یاد بگیری
استلا : سختگیری ولی اگه منظم باشم کاری نداری فقط دیگه انقدر اون چوبو این ور اون ور نکوب
تام : به من دستور نده نیم وجبی حالا هم برو بخواب فردا با همین استاد سخت گیر کلاس داری
استلا : یه سوال
تام : فردا
سری تکون دادم و به سمت تختم رفتم کتابمو برداشتم و مشغول شدم هیچ چیز به اندازه مطالعه قبل خواب بهم لذت نمیداد

پارت بعد : ۱۳ تا لایک 🤭
کدوم رمانو بیشتر دوست دارید از این به بعد تو اون سبک کار کنم ؟
دیدگاه ها (۰)

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

ازدواج اجباری part : 13 ویو کوک داشتم از ملودی و اون سینه ها...

*ترجمه‌ی صحبت‌های پایانی جونگ‌کوک در روز دوم کنسرت پرو 🐰: پر...

عشق بعد نفرت

اولین درخواستیمممم😭🫐💗تالار بزرگ شلوغ‌تر از همیشه بودصدای خند...

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

رمان دخت من

ستاره دنباله دار پارت:۳۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط