{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر خوشحال بود شیطان،

چقدر خوشحال بود شیطان،
وقتی سیب را چیدم
گمان كرد فریب داده است مرا
نمیدانست تو پرسیده بودی كه
"مرا بیشتر دوستداری یا ماندن در
بهشت را"؟!
دیدگاه ها (۳)

پاییـــــــــــــــز هاتمام خاطرات زیباتمام رویاهای شیرینبا ...

کاش میدونستیاونی که نشستههمیشه خسته نیست !شاید جایی برای رفت...

وقتی خدا از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشتاز لای انگشتانش آ...

خوابم نمیبرد...به همه چیز فک کرده ام...بیشتر به تو...و میدان...

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)پارت دو(وقتی به عنوان دختری...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و ازعبادت او به خاطر م...

امروز ۵ مهره؛ روزی که یه دختر شیرین پا به این دنیا گذاشت و ب...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط