{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طفل پاورچین پاورچین ، دور شد کم کم در کوچه ی سنجاقکها.

طفل پاورچین پاورچین ، دور شد کم کم در کوچه ی سنجاقکها.

بار خود را بستم ، رفتم از شهر خیالات سبک بیرون

دلم از غربت سنجاقک پر.
 

من به مهمانی دنیا رفتم:

من به دشت اندوه ،

من به باغ عرفان ،

من به ایوان چراغانی دانش رفتم.

رفتم از پله ی مذهب بالا .

تا ته کوچه ی شک ،

تا هوای خنک استغنا ،

تا شب خیس محبت رفتم .

من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق .

رفتم ، رفتم تا زن ،

تا چراغ لذت ،

تا سکوت خواهش ،

تا صدای پر تنهایی .

 

چیزها دیدم در روی زمین :

کودکی دیدم . ماه را بو می کرد .

قفسی بی در دیدم که در آن ، روشنی پرپر می زد .

نردبانی که از آن ، عشق می رفت به بام ملکوت .

من زنی را دیدم ، نور در هاون می کوبید .

ظهر در سفره ی آنان نان بود ، سبزی بود ، دوری شبنم بود ،

کاسه ی داغ محبت بود .


من گدایی دیدم ، در به درمی رفت آواز چکاوک می خواست

و سپوری که به یک پوسته ی خربزه می برد نماز
بره ای را دیدم ، بادبادک می خورد.

من الاغی دیدم ، یونجه را می فهمید.
دیدگاه ها (۶)

خاک حرم رسید ، دوا نیز داده شدآب حرم رسید، شفا نیز داده شد م...

ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮﻧﺪﻋﻄﺮﻫﺎ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ !ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﺎ ﺑﻮﯾ...

این مهندس علی...... هست متخصص تعمیر جنگندهای f14. خیلی از ای...

.

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

پارت : 1 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**ساعت ۴:۴۵ صبح تاریکی هنوز...

پارت ۱۵ آن روز قرار بود یک روز کاملاً معمولی باشد.صبح سر کار...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

Custom bride part : 5

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹ویو سومیاوبالاخره امتحان تموم شد!خسته...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط