{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک کن ساعت خویش !

کوک کن ساعت خویش !
اعتباری به خروس سحری، نیست دگر
دیر خوابیده و بر خاستنش دشوار است
کوک کن ساعت خویش !
که موذن شب پیش
دسته گل داده به آب
و در آغوش سحر رفته به خواب
کوک کن ساعت خویش !
شاطری نیست در این شهر بزرگ
که سحر برخیزد
شاطران با مدد آهن جوش شیرین
دیر بر می خیزند
کوک کن ساعت خویش !
که سحرگاه کسی
بغچه در زیر بغل،
راهی حمامی نیست
که تو از لخ لخ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی
کوک کن ساعت خویش !
ماکیان ها همه مست خوابند
شهر هم . . .
خواب اینترنتی عصر اتم می بیند
کوک کن ساعت خویش !
که در این شهر، دگر مستی نیست
که تو وقت سحر، آنگاه که از میکده بر می گردد
از صدای سخن و زمزمه زیر لبش برخیزی
کوک کن ساعت خویش !
اعتباری به خروس سحری نیست دگر
و در این شهر سحر خیزی نیست
و سحر نزدیک است . . .
دیدگاه ها (۸)

با ندبه ما نیامدی، حرفی نیست، این هفته تو گریه کن که ما بر...

ﭼﺮﺍﻫﻤﻪﯼﻧﻘﺸﻪﻫﺎﯼﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼﺟﻬﺎن ﺩﻭﻗﺴﻤﺖﺩﺍﺭﻧﺪﭼﺮﺍﻫﻤﻪﭼﯿﺰﺑﻪﺩﻭﻗﺴﻤﺖﺷﻤﺎﻟﯽ...

و درود خدا بر او فرمود: گروهی خدا را به امید بخشش پرستش كرد...

چقدر "با برنامه"...!!!

رمان جونگ کوک

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

فیک تهکوک ((وارث زار))

P 24

***ابریشن نیمه شب***# پارت ۱۶: بازگشت به حصارِ یخبعد از آن ش...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

پارت بیست‌و یکم | اجازه؟ فلش‌بکپارک لاراوقتی من و میچا به خو...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط