love is still beautiful پارت هفدهم رمان
love is still beautiful پارت هفدهم رمان
امیلی:تو غلط کردی مگه دست خودته ویکی:پس دست کیه؟ امیلی:دست من.لیان زد زیر خنده هلی:راست میگه منم نمیام امیلی:شما دوتا گوه خوردید فهمیدید یا نه؟ ویکی و هلی:نه امیلی:از بس نفهمید شماها.رفت سمتشون از یقه ی لباس با خودش کشیدشون میتسو:پاشید بریم بابا مسخره بازی چیه در میارید اخهه لیان:چشم اومدیم عصبی نشو .(امیلی)رفتم طرف اون دوتا کشیدمشون با خودم من:خوب دیگه گم شید بریم لیان:خانوم اجازه؟ من:بنال؟ لیان:بریم سر راه جونگهیونم بیاریم تیری خیدا
(تو رو خدا) من:باعش گم شید تو ماشین لیان:تنکس لات من:ماشیننننن . همه رفتن سمت ماشین میتسو:راستی بچه احساس میکنم دوتا کمه؟ لیان:هلن که گیره با اون جین یکی دیگه من:مینا ی کزخله که خودشو جی بی از اول مراسم محو بودن لیان:گفتم اینا رو پیش هم نزاریم کار به جای باریک میکشه همینه بیا مینا قطعا داره به جی بی تجاوز میکنه ویکی:نه باو جی بی از اول تو نخ مینا بودش من:ببندید لیان بگو خونه ی جونگهیون کجاست؟ لیان:سه تا خیابون بالاتر بپیچ سمت راست بقیشو خودم میگم بیاد من:بعله چشم ....لیان:اهان نگه دار رسیدیم من:بگو گم بشه بیاد پایین عجله دارم لیان:الو جونگی ما دم دریم باش زود بیا خوبه پنج دقیقه پیش بهت زنگ زدم هاااا بدو من:چی شد؟ لیان:الان میاد نگران نباش.قشنگ همون موقع یکی پرید تو ماشین جونگهیون:سلامممم لیان:علیکککک من:ببندید بریم دنبال مینا لیان:مگه مینا تو مصاحبه نبود؟ من:نه عوضی دور زده برگشته کمپانی لیان:بهش بگو با جی بی بیاد بابا ما همین الانش هم زیادیم تو ماشین من:باعش الوووو حَیوان گمشو با جی بی بیا من یه گله دارم با خودم میبرم ویکی:هویییی عوضی من:ببند الان تنها خانوم متشخص تو ماشین میتسو عه که عین بچه ی خوب نشسته داره با چانیول چت میکنه میتسو:تو از کجا فهمیدی من دارم با چانیول چت میکنم؟ من:مهندس اینه رو الکی نزاشتن اینجا تو هم گوشیتو خیلی پایین گرفتی حالا چان چی میگه؟ میتسو:داره ادرس دقیق میگه من:عا باش الان کجا باید بریم؟ میتسو:میگه که برو سریع پارک کن وگرنه جا پارک گیرت نمیاد من:باش عه این بیشعور از کجا پیدا شد؟ لیان:کی؟ ویکی:کیو میگی؟ من:رئیس کافه اس😲 لیان:یا جد سادات این از کجا پیداش شد؟😨 من:نمیدونم ویکی:روزای تعطیلیه رییس کافه چهارشنبه و شنبه بود من:امروز شنبه اس😑
میتسو:هیچ دیگه بدبخت شدیم ویکی:نه باو دوست صمیمیه منه این پسره من:ای شیطون کی با این دوست شدی؟😏 ویکی:نه زیاد اونجا میرفتیم باهم دوست شدیم حتی شمارش هم دارم لیان:به به چشمم روشن شماره اش هم داری😑 میتسو:جای پارک پیدا نکردی؟😶 من:نع جای پارکمونو یه خری گرفت😠 لیان:جونگی تو چرا هیچی نمیگی؟😐 جونگهیون: چی بگم اخه؟😓 من:معذبی؟
لیان:نه بابا واس چی معذب باشه؟ جونگهیون: ببخشید من هنوز عادت نکردم به این که پیشتون باشم من:اشکال نداره عادت میکنی بیبی اهانننن جای پارک پیدا شد دست و جیغ و هورااااااا 👏 👏 👏 👏 👏 👏 بقیه:👏 👏 👏 👏 👏 👏 👏 من:خوب به افتخار خودم بهتون اجاز میدم گم بشید پایین میتسو:ما منتظر اجازه شما بودیم اصلا من:خودم میدونم ویکی:ازادییییی.یهو دور ورشو نگاه کرد با دیدن جیمین نظرش عوض شد ویکی:بدبختییییی من:ببند فکو بریم خیلی هم همه چی خوبه .خودمم با دیدن بکهیون نظرم عوض شد ویکی:میدونم نظرت عوض شد به بیخیالی طی کن میتسو:چی چی میگویید شما؟ هلی:چرا احساس میکنم تو ماشین نادیده گرفته شدم؟ من:شدی هلی:عوضی لیان:خوب بروبچ گمشید بریم بشینیم.یهو یه موجود فرا زمینی دوید سمتمون دقت کردین دیدیم هلناس من:خسته نباشی دلاور هلن:میخوام جینو بکشم میفهمی میخوام بکشمش ویکی:عه چرا؟ هلی:خخخخخ مگه چ گوهی خورده که میخوای پاره اش کنی؟ هلن:یه زری زدم مطابق همون زر عمل کرد من:پس حقت بود تا دیگه زر نزنی هلن:مرسی واقعا ویکی:خواهش میکنه وظیفش بود من:چرا از من مایه میزاری
امیلی:تو غلط کردی مگه دست خودته ویکی:پس دست کیه؟ امیلی:دست من.لیان زد زیر خنده هلی:راست میگه منم نمیام امیلی:شما دوتا گوه خوردید فهمیدید یا نه؟ ویکی و هلی:نه امیلی:از بس نفهمید شماها.رفت سمتشون از یقه ی لباس با خودش کشیدشون میتسو:پاشید بریم بابا مسخره بازی چیه در میارید اخهه لیان:چشم اومدیم عصبی نشو .(امیلی)رفتم طرف اون دوتا کشیدمشون با خودم من:خوب دیگه گم شید بریم لیان:خانوم اجازه؟ من:بنال؟ لیان:بریم سر راه جونگهیونم بیاریم تیری خیدا
(تو رو خدا) من:باعش گم شید تو ماشین لیان:تنکس لات من:ماشیننننن . همه رفتن سمت ماشین میتسو:راستی بچه احساس میکنم دوتا کمه؟ لیان:هلن که گیره با اون جین یکی دیگه من:مینا ی کزخله که خودشو جی بی از اول مراسم محو بودن لیان:گفتم اینا رو پیش هم نزاریم کار به جای باریک میکشه همینه بیا مینا قطعا داره به جی بی تجاوز میکنه ویکی:نه باو جی بی از اول تو نخ مینا بودش من:ببندید لیان بگو خونه ی جونگهیون کجاست؟ لیان:سه تا خیابون بالاتر بپیچ سمت راست بقیشو خودم میگم بیاد من:بعله چشم ....لیان:اهان نگه دار رسیدیم من:بگو گم بشه بیاد پایین عجله دارم لیان:الو جونگی ما دم دریم باش زود بیا خوبه پنج دقیقه پیش بهت زنگ زدم هاااا بدو من:چی شد؟ لیان:الان میاد نگران نباش.قشنگ همون موقع یکی پرید تو ماشین جونگهیون:سلامممم لیان:علیکککک من:ببندید بریم دنبال مینا لیان:مگه مینا تو مصاحبه نبود؟ من:نه عوضی دور زده برگشته کمپانی لیان:بهش بگو با جی بی بیاد بابا ما همین الانش هم زیادیم تو ماشین من:باعش الوووو حَیوان گمشو با جی بی بیا من یه گله دارم با خودم میبرم ویکی:هویییی عوضی من:ببند الان تنها خانوم متشخص تو ماشین میتسو عه که عین بچه ی خوب نشسته داره با چانیول چت میکنه میتسو:تو از کجا فهمیدی من دارم با چانیول چت میکنم؟ من:مهندس اینه رو الکی نزاشتن اینجا تو هم گوشیتو خیلی پایین گرفتی حالا چان چی میگه؟ میتسو:داره ادرس دقیق میگه من:عا باش الان کجا باید بریم؟ میتسو:میگه که برو سریع پارک کن وگرنه جا پارک گیرت نمیاد من:باش عه این بیشعور از کجا پیدا شد؟ لیان:کی؟ ویکی:کیو میگی؟ من:رئیس کافه اس😲 لیان:یا جد سادات این از کجا پیداش شد؟😨 من:نمیدونم ویکی:روزای تعطیلیه رییس کافه چهارشنبه و شنبه بود من:امروز شنبه اس😑
میتسو:هیچ دیگه بدبخت شدیم ویکی:نه باو دوست صمیمیه منه این پسره من:ای شیطون کی با این دوست شدی؟😏 ویکی:نه زیاد اونجا میرفتیم باهم دوست شدیم حتی شمارش هم دارم لیان:به به چشمم روشن شماره اش هم داری😑 میتسو:جای پارک پیدا نکردی؟😶 من:نع جای پارکمونو یه خری گرفت😠 لیان:جونگی تو چرا هیچی نمیگی؟😐 جونگهیون: چی بگم اخه؟😓 من:معذبی؟
لیان:نه بابا واس چی معذب باشه؟ جونگهیون: ببخشید من هنوز عادت نکردم به این که پیشتون باشم من:اشکال نداره عادت میکنی بیبی اهانننن جای پارک پیدا شد دست و جیغ و هورااااااا 👏 👏 👏 👏 👏 👏 بقیه:👏 👏 👏 👏 👏 👏 👏 من:خوب به افتخار خودم بهتون اجاز میدم گم بشید پایین میتسو:ما منتظر اجازه شما بودیم اصلا من:خودم میدونم ویکی:ازادییییی.یهو دور ورشو نگاه کرد با دیدن جیمین نظرش عوض شد ویکی:بدبختییییی من:ببند فکو بریم خیلی هم همه چی خوبه .خودمم با دیدن بکهیون نظرم عوض شد ویکی:میدونم نظرت عوض شد به بیخیالی طی کن میتسو:چی چی میگویید شما؟ هلی:چرا احساس میکنم تو ماشین نادیده گرفته شدم؟ من:شدی هلی:عوضی لیان:خوب بروبچ گمشید بریم بشینیم.یهو یه موجود فرا زمینی دوید سمتمون دقت کردین دیدیم هلناس من:خسته نباشی دلاور هلن:میخوام جینو بکشم میفهمی میخوام بکشمش ویکی:عه چرا؟ هلی:خخخخخ مگه چ گوهی خورده که میخوای پاره اش کنی؟ هلن:یه زری زدم مطابق همون زر عمل کرد من:پس حقت بود تا دیگه زر نزنی هلن:مرسی واقعا ویکی:خواهش میکنه وظیفش بود من:چرا از من مایه میزاری
- ۷.۰k
- ۲۳ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط