عشق تلخ

عشق تلخ
#رضا
شب خسته و کوفته از بام برگشته بودم
خیالم از اونجایی راحت بود ک پانیذ پیشه دنیا بود.

کلید انداختم تو در و وارد شدم
دیدم دنیا آروم رو مبل خوابیده بود
با دیدن این صحنه و بدنیا اومدن شاید چند هفته بچمون قند تو دلم آب شد
خواستم جابجاش کنم ک یهو بیدار شد
_اومدی؟
+آره ماه من
چرا اینجا خوابیدی؟
_منتظر بودم تو بیای
حالم از سره شب بد بود
پاینذم تازه الان رفت
+سوپ خوردی ؟
_این چند روز انقد سوپ خوردم قیافم شبیه سوپ شده
کار علی و همدستاش جور شد
+ب خاطر کارای غیر قان.ونیشون فراری بودن
پلیسام دنبالشون بودن پیداشون نمیکردن
دیگه تا یه چند سالی گوشه ز.ندون اب خنک میل می‌فرمایند

دیدم دنیا دیگه هیچ واکنشی نشون نداد
_رضا رضا
+چیشده؟
_فک کنم وقتشههه
واهایییی
+ینی؟؟
+خداااااااا (جیغ))
_اروم باش الان اورژانس خبر میکنم قربونت برم
+نمیتونم نمیتونم
_یکم تحمل کن دورت بگردم
عرق شر شر از رو پیشونیش میریخت و من نمیتونستم کاری کنم
تقریبا بعد ۲۰ دقیقه اورژانس رسید
ب روز از آپارتمان پایینش بردیم
حالش خیلی وخیم بود
_دیگه نمیتو....نم طاقت بیارم ((بی حال))
انقد جیغ کشیده بود ک دیگه جونی نداشت
+تحمل کن عزیزم الان میرسیم
تقریبا از حال بدش از هوش رفت
ادامه دارد.‌‌
دیدگاه ها (۴)

میشه ازین به بعد بیشتر حمایتم کنین یکم انرژی بگیرمممم کلی از...

آروزی بقیم تو آرزوی منی واهای قول میدم فردا اخرین پارتو بدم ...

عشق تلخ #دنیا ماه های اخره ب.ارداریم بودخیلی سخت بود ولی وقت...

عشق تلخ#دنیااز وقتی ک رضا اومده بود حالم خیلی بهتر شده بود م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط