{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق و جنایت

عشق و جنایت
part:³

یه هفته بعد

یونگی ویو

تو این یه هفته نتونستم حتی از جام بلند شم درسته عمله سختی بود ولی خب
تو این یه هفته حسای عجیبی پیدا کردم اونم به کی به دکتر لی
اون خیلی جذاب و کیوت و مهربونه
من سرد دلمو بهش باختم

یونهی ویو (ورژن مهربون)

خب الان یه هفته از بودن اقای مین اینجا میگذره من هرروز ۳ بار میرم بهش سر میزنم و هردفعه بهم خیره میشه
بنظرم پسر خوش قلب و خیلی خوبیه انگار انگار ...
من نمیتونم عاشقش بشم چون اون یه پلیسه دیر یا زود میفهمه
پس ولش
این دفعه ام اگه حالش خوب باشه و همچیزش اوکی باشه مرخصه

تق تق (صدای در مثلا)

+بفرما
_سلام اقای مین
+او سلام دکتر لی
_خب اگه مشکلی نداشته باشه دیگه مرخصین
+اوم دقیقا کی؟؟
_خب یه ساعت دیگه
+اوم ممنون
_خواهش میکنم

و اومدم بیرون

یونگی ویو

ای کاش بیشتر اینجا میموندم دوس دارم هرروز ببینمش
یعنی بعش درخواست بدم باهم دوس شیم

^منظور یونگی اون دوس نیس منظورش در حد یه دوس سادس به زبون ساده تر بگم فقط یه فرند که بتونه باهاش حرف بزنه

اره چون من فقط چندتا دوس دارم بدم نمیاد اونم جزشون باشه

یونهی ویو

ای کاش بشتر اینجا بود ولی نمیشه منم نتونم باهاش وارده رابطه شم


خب برا امشب بسه

و یه نکته یونهی دیگه وقتی مافیاس میگم یونهی وقتی دکتر میگم یون
حال ندارم هردفعه بگم
دیدگاه ها (۰)

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

پارت دوازده یونگی: باشهلونا: ایولللللللللللللللل حالا بیا بر...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

خب بازم خیانت درخواستی چه علاقه ای به خیانت دارید

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

🍷🌹…………………………پارت۱۳…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط