{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوازده

پارت دوازده

یونگی: باشه
لونا: ایولللللللللللللللل حالا بیا بریم براش وسایل بگیریم
یونگی: اوکی بریم

دو ساعت بعد
لونا: ایول همه چی گرفتیم راستی یونگی
تو اون روز با جین دعوا کردی بعد باهاش دوست شدی
یونگی: من از اول باهاش دوست بودم چیه فکر کردی به خاطر تو باهاش دعوا می کنم عمرا
لونا: خوبه

فردا
لونا: یونگی بیا بریم دیر شد
یونگی: اومدم اومدم
ویو مدرسه
معلم: امروز یه دانش آموز جدید داریم
بیا داخل
سوجون: سلام من سوجون هستم
لونا: سو.....سوجون
معلم: لونا یونگی کجاست
لونا: مدیر کارش داشت رفت
سوجون: ببخشید من چشمام ضعیفه میتونم کنار لونا بشینم
معلم: باشه
( سوجون نامزد قبلی لونا بوده )
لونا: ولی
معلم: بسه دیگه
ویو یونگی
اومدم کنار لونا بشینم که با چیزی که دیدم............
دیدگاه ها (۲)

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت دویوری: چرا آخه ها چرااااااااا( داد و گریه )شبیوری: جون...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط