اکنون که این نامه را می نویسم
اکنون که این نامه را می نویسم
حالم خوش نیست.
قبلا نیز برایت گفته ام
اما این بار فرق می کند. .
شاید آخرین نامه ی من به تو باشد. !
پس خوب گوش کن :
در نبودنت آنقدر غم میخورم
که سیرشوم از زندگی. . .
به گمانم
با این روح خسته و مخدوش،
چند صباحی بیشتر دوام نخواهم آورد
با این همه . . . تو اما؛
زندگی کن
خوبی کن
لذت ببر
عشق بورز
دوست بدار
این دنیا،ارزش عاشقی را دارد
واما بعد. . .
روزی اگر دلت برایم تنگ شد
بخوان مرا
من همین نزدیکی ها
لابه لای این کلمات به مقصدنرسیده
بسر میبرم. . .
حالم خوش نیست.
قبلا نیز برایت گفته ام
اما این بار فرق می کند. .
شاید آخرین نامه ی من به تو باشد. !
پس خوب گوش کن :
در نبودنت آنقدر غم میخورم
که سیرشوم از زندگی. . .
به گمانم
با این روح خسته و مخدوش،
چند صباحی بیشتر دوام نخواهم آورد
با این همه . . . تو اما؛
زندگی کن
خوبی کن
لذت ببر
عشق بورز
دوست بدار
این دنیا،ارزش عاشقی را دارد
واما بعد. . .
روزی اگر دلت برایم تنگ شد
بخوان مرا
من همین نزدیکی ها
لابه لای این کلمات به مقصدنرسیده
بسر میبرم. . .
- ۱.۸k
- ۲۷ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط