{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهاییم

تنهاییم
همان دعای چشم زخم
سنجاق شده به پیراهنم بود
که
مادرم
تاکید داشت
نکند" از تو دور شود روزی

#امیرعلی_قربانی

https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۴۰)

#مردی_از_جنس_فرهاد1..با دو حبه قندمی توان شیرین شدکو مرد کوه...

#فرخی_یزدیهرجاسخن ازجلوه ی آن ماه پری بود کارِ من سودازده دی...

آنکه در زلف پریشانش دل ما جمع بود جمع ما را هم چو زلف خ...

part³با صدای مادرم چشمامو باز کردم^دخترم بلند شو شام حاظره^ا...

[☆part²¹☆]ویوی الکساندر:همینطور که زخم بلا رو باندپیچی میکرد...

پارت ۲۴وقتی بالاخره هاشیرامای کتلت شده را منتقل کردند خانه، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط