{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد چهل سه🍷🔪


پری

اینکه نمیخواست بعد این مدت در مورد کارش با من حرف بزنه خیلی مشکوک بود

شک نداشتم که خلافکاره
وگرنه تو اون مهمونی با اون وضع چیکار میکرد؟

حل اما باید اینم می‌پرسیدم
که اون شب اونجا برای چی بود ..

اخمام با فکر به چیزی رفت توی هم
نکنه اومده بود اونجا تا یکی از اون دخترارو به بردگی بگیرع؟؟؟

باید ازش می‌پرسیدم

کش قوصی به بدنم دادم
منتظر شدم بیاد بیرون

رفته بود دوش کوتاهی بگیره و بیاد بیرون
تا بیاد بلند شدم

موهام و شونه کردم
یه شومیز قشنگ پوشیدم

حوصله ام سر رفته بود
باید بهش میگفتم بریم مسافرت ...

خارج از کشور
به جایی مثل ترکیه برای سفر می‌رفتیم
پولدار بود

مشکل پول نداشتیم
حوصلم واقعا سر رفته بود

دنبال گوشیش گشتم تا پیداش کنم و باهاش بازی کنم
ولی هرچقدر گشتم پیدا نشد

گوشیش و از من قایم میکرد ؟
برای چی؟
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد چهل چهار🍷🔪مشکوک بودم بهش ...باید می‌فهم...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد چهل پنج🍷🔪از جام بلند شدم سمت کمد لباسش ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد چهل دو🍷🔪آروم برگشتم سمتش لبخندی زدم چرا...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد چهل یک🍷🔪کوروش یا زنگ خوردن گوشی از تخت ...

من عاشق نمیشم 🚫🍷

part:2name:عشق و جداییویو بورا با سر دردی که داشتم از خواب ب...

پارت یک ویو تههوا بارونی و سرد بود رفتم تو تراس تا یکم گیتار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط