بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد چهل چهار🍷🔪
مشکوک بودم بهش ...
باید میفهمیدم قضیه چیه...
قطعا دختر کم ندیده بود توی این مدت
ولی حالا که منو زن خودش کرده بود حق نداشت با دختری در رابطه باشه
از تصور اینکه با دختری بره توی رابطه اخمام رفت توی هم
لعنتی
حتی تصورشم حالمو خراب میکرد چه برسه به عملی کردنش...
در حموم باز شد
اومد بیرون
هیچی جز یه حوصله دور کمرش نبود
سریع دستامو گذاشتم روی چشمامو گفتم
+بی ادب میگفتی لباس میدادم بهت..
خندید
با لحن منظور داری کش دار گفت
–تو که همه چی رو دیدی خانــوم!! این چشم دزدیدنا چیه توله؟
لب گزیدم
سرمو پایین انداختم
خجالت میکشیدم از اینکه هی به اون مورد اشاره میکرد
+سریع لباس بپوش
در کمد و باز کرد
_چی بپوشم؟
پارت صد چهل چهار🍷🔪
مشکوک بودم بهش ...
باید میفهمیدم قضیه چیه...
قطعا دختر کم ندیده بود توی این مدت
ولی حالا که منو زن خودش کرده بود حق نداشت با دختری در رابطه باشه
از تصور اینکه با دختری بره توی رابطه اخمام رفت توی هم
لعنتی
حتی تصورشم حالمو خراب میکرد چه برسه به عملی کردنش...
در حموم باز شد
اومد بیرون
هیچی جز یه حوصله دور کمرش نبود
سریع دستامو گذاشتم روی چشمامو گفتم
+بی ادب میگفتی لباس میدادم بهت..
خندید
با لحن منظور داری کش دار گفت
–تو که همه چی رو دیدی خانــوم!! این چشم دزدیدنا چیه توله؟
لب گزیدم
سرمو پایین انداختم
خجالت میکشیدم از اینکه هی به اون مورد اشاره میکرد
+سریع لباس بپوش
در کمد و باز کرد
_چی بپوشم؟
- ۲.۲k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط