تکپارتی
Part2
_: تو دیگه خفه شو(میره تو اتاق در رو می بنده)
&:(اونم میره تو اتاق گریه میکنه)🗿
(از اتفاقی که افتاده بود شکه شدی سر میز نشسته بودی و سرت و گرفته بودی،با خودت میگفتی دلیل این رفتارش چیه بعد از کلی نشستن اونجا رفتی به پسرت سر زدی،اونقدر گریه کرده بود که خوابش برد ،رفتی و برای اینکه خودت و مشغول کنی ظرف هارو می شستی که بعد چند وقت بلاخره گرمای اون دوتا دست رو دور کمرت حس میکنی ،سعی میکردی واکنش نشون ندی)
_:پرنسس کوچولو من قهره؟هوم؟
:(درحال ظرف شستن)🤌
_:(شیر آب رو بست و تو رو سمت خودش کرد)
ا/ت باید صحبت کنیم
:خیلی خب امیدوارم برای رفتار امروزت دلیل قانع کننده داشته باشی جئون
_:ا/ت من متاسفم واقعا نباید اون جوری داد میزدم من ....فقط...فک کنم خسته بودم ....
:....
_:قول میدم فردا سه تایی باهم دیگه بریم شهر بازی.
آشتی؟
:(بدون هیچ حرفی لب هات رو گزاشتی روی لب هایش و بعد چند وقت بلاخره تونستی طعمش رو بچشی)
&:فردا میخوایم بریم شهر بازی آخ جونننن
(با شنیدن صدای پسر تون سریع از هم جدا میشید)
(و جوری رفتار می کنید انگار اصلا همو نمی بوسید)🗿
_:اوه ببین کی اینجاست پس فالگوش وایساده بودی اره(بغلش میکنه و قلقلکش میده)
(توهم با لبخند نگاهشون میکردی)
(و اون شب هر سه تا تون پیش همدیگه خوابیدید)
____________________________________
درخواستی داشتید بگید 🙃
#کیپاپ #سناریو #تکپارتی #وانشات #رمان #تصور_کن #بی_تی_اس #کره_جنوبی #جونگکوک #تهیونگ #جیمین #شوگا #جیهوپ #جیمین #نامجون #bts #jk
_: تو دیگه خفه شو(میره تو اتاق در رو می بنده)
&:(اونم میره تو اتاق گریه میکنه)🗿
(از اتفاقی که افتاده بود شکه شدی سر میز نشسته بودی و سرت و گرفته بودی،با خودت میگفتی دلیل این رفتارش چیه بعد از کلی نشستن اونجا رفتی به پسرت سر زدی،اونقدر گریه کرده بود که خوابش برد ،رفتی و برای اینکه خودت و مشغول کنی ظرف هارو می شستی که بعد چند وقت بلاخره گرمای اون دوتا دست رو دور کمرت حس میکنی ،سعی میکردی واکنش نشون ندی)
_:پرنسس کوچولو من قهره؟هوم؟
:(درحال ظرف شستن)🤌
_:(شیر آب رو بست و تو رو سمت خودش کرد)
ا/ت باید صحبت کنیم
:خیلی خب امیدوارم برای رفتار امروزت دلیل قانع کننده داشته باشی جئون
_:ا/ت من متاسفم واقعا نباید اون جوری داد میزدم من ....فقط...فک کنم خسته بودم ....
:....
_:قول میدم فردا سه تایی باهم دیگه بریم شهر بازی.
آشتی؟
:(بدون هیچ حرفی لب هات رو گزاشتی روی لب هایش و بعد چند وقت بلاخره تونستی طعمش رو بچشی)
&:فردا میخوایم بریم شهر بازی آخ جونننن
(با شنیدن صدای پسر تون سریع از هم جدا میشید)
(و جوری رفتار می کنید انگار اصلا همو نمی بوسید)🗿
_:اوه ببین کی اینجاست پس فالگوش وایساده بودی اره(بغلش میکنه و قلقلکش میده)
(توهم با لبخند نگاهشون میکردی)
(و اون شب هر سه تا تون پیش همدیگه خوابیدید)
____________________________________
درخواستی داشتید بگید 🙃
#کیپاپ #سناریو #تکپارتی #وانشات #رمان #تصور_کن #بی_تی_اس #کره_جنوبی #جونگکوک #تهیونگ #جیمین #شوگا #جیهوپ #جیمین #نامجون #bts #jk
- ۹.۶k
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط