{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۱

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۱

مسیر مخفی روی دیوار روشن شده بود.

جونگوک به نقشه‌ی داخل پوشه نگاه کرد. — این مسیر مستقیم به قلب عمارت می‌رسه.

آرین گفت: — و اونجا قراره چی پیدا کنیم؟

مرد ناشناس آرام جواب داد: — چیزی که بیست ساله پنهان مونده.

سامان جلو آمد. — دیگه کافیه. وقتشه حقیقت رو بگی.

مرد نگاهش را به سامان دوخت. — تو هنوز هم از گفتنش می‌ترسی؟

سامان سکوت کرد.

جونگوک متوجه شد بین آن دو چیزی وجود دارد. — شما دوتا از قبل همدیگه رو می‌شناختید...

مرد لبخند زد. — بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی.

ناگهان صدای مهیبی از پایین عمارت بلند شد.

بــــوم!

همه به سمت در برگشتند.

چراغ‌ها شروع به چشمک زدن کردند و نقشه‌ی روی میز خودش باز شد.

یک نقطه‌ی قرمز روی نقشه ظاهر شد.

اتاق اصلی.

جونگوک نقشه را برداشت. — دیگه وقت نداریم.

بعد رو به ات کرد: — با من میای؟

اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.
دیدگاه ها (۰)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۲ات کنار جونگوک ایستاد.جونگوک نق...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۳صدای قدم‌های نگهبان‌ها در راهرو...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۰سامان در آستانه‌ی در ایستاده بو...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۹چهار نفر با عجله به سمت اتاق سا...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۸سامان هنوز کنار در ایستاده بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط