سایههای عمارت سیاه — پارت ۵۰
سایههای عمارت سیاه — پارت ۵۰
سامان در آستانهی در ایستاده بود.
پشت سرش، یک مرد ناشناس با لباس مشکی دیده میشد.
آرین آرام پرسید: — این کیه؟
مرد قدمی جلو آمد، اما صورتش هنوز در تاریکی بود.
سامان گفت: — کسی که بیست ساله همهی اتفاقات این عمارت رو زیر نظر داشته.
جونگوک جلو رفت. — چرا آوردیش اینجا؟
مرد لبخند کوتاهی زد. — چون وقتشه حقیقت رو بدونید.
او یک پوشهی قدیمی روی میز گذاشت.
جونگوک پوشه را باز کرد.
داخلش چند عکس، چند نامه و یک نقشه از عمارت بود.
اما در آخرین صفحه، چیزی نوشته شده بود که باعث شد جونگوک مکث کند:
«اتاق اصلی فقط با دو نفر باز میشود.»
آرین پرسید: — چه دو نفری؟
مرد نگاهش را به ات و جونگوک انداخت.
— خودتون باید بفهمید.
ناگهان درِ اتاق ساعت پشت سرشان قفل شد.
کلیک.
و روی دیوار، یک مسیر مخفی با نور کمرنگی ظاهر شد.
سامان در آستانهی در ایستاده بود.
پشت سرش، یک مرد ناشناس با لباس مشکی دیده میشد.
آرین آرام پرسید: — این کیه؟
مرد قدمی جلو آمد، اما صورتش هنوز در تاریکی بود.
سامان گفت: — کسی که بیست ساله همهی اتفاقات این عمارت رو زیر نظر داشته.
جونگوک جلو رفت. — چرا آوردیش اینجا؟
مرد لبخند کوتاهی زد. — چون وقتشه حقیقت رو بدونید.
او یک پوشهی قدیمی روی میز گذاشت.
جونگوک پوشه را باز کرد.
داخلش چند عکس، چند نامه و یک نقشه از عمارت بود.
اما در آخرین صفحه، چیزی نوشته شده بود که باعث شد جونگوک مکث کند:
«اتاق اصلی فقط با دو نفر باز میشود.»
آرین پرسید: — چه دو نفری؟
مرد نگاهش را به ات و جونگوک انداخت.
— خودتون باید بفهمید.
ناگهان درِ اتاق ساعت پشت سرشان قفل شد.
کلیک.
و روی دیوار، یک مسیر مخفی با نور کمرنگی ظاهر شد.
- ۹۴
- ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط