{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم
خود را که به آن راه زدی باز گرفتم

انگشت تعجب زده ات را که گزیدی
لبهای خجالت زده را گاز گرفتم

از باغ لبت مست شدم مثل قناری
حتی سر تو مدرک آواز گرفتم

دارم زده موهای تو با تار طلایی
با هر نت این دار تو یک ساز گرفتم

تا اوج نگاه تو مرا جلد خودش کرد
از آبی چشمت پر پرواز گرفتم

عاشق شدنم باعث شاعر شدنم شد
از قدرت چشمان تو ایجاز گرفتم
دیدگاه ها (۳)

شدم محکوم تنهایی ولی جرمم فقط این بودکه هرلحظه دلم بی تاب ان...

نزدیکت مــــــــــی شوم بــــــــــوی دریــــــــــا مــــــ...

خوشحالے یعنے آقات لپتو گاز بگیره تا وقتے ک آخ نگفتے ولت نکنه...

ناز چشمان قشنگت اینچنین مستم نکن گوشه ی میخانه ها با باده پی...

میان آن فضای متشنج و سنگین ناگهان انگار زمان ایستاد. آوا که ...

نمیبخشمت p.20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط