طرف داستانه شکارشو برا دوستش تعریف میکرده:
طرف داستانه شکارشو برا دوستش تعریف میکرده:
رفتیم شکار یه پرنده دیدم تیر اولو زدم تمام کاکولش ریخت
تیر دومو زدم پرهای سینش ریخت
تیر سومو زدم پرهای زیر بالش ریخت
رفیقش میگه: میگوما تو تفنگت فشنگ میذاشتی یا واجبی!!!؟
رفتیم شکار یه پرنده دیدم تیر اولو زدم تمام کاکولش ریخت
تیر دومو زدم پرهای سینش ریخت
تیر سومو زدم پرهای زیر بالش ریخت
رفیقش میگه: میگوما تو تفنگت فشنگ میذاشتی یا واجبی!!!؟
- ۸۸۳
- ۰۷ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط