{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طرف داستانه شکارشو برا دوستش تعریف میکرده:

طرف داستانه شکارشو برا دوستش تعریف میکرده:

رفتیم شکار یه پرنده دیدم تیر اولو زدم تمام کاکولش ریخت







تیر دومو زدم پرهای سینش ریخت

تیر سومو زدم پرهای زیر بالش ریخت

رفیقش میگه: میگوما تو تفنگت فشنگ میذاشتی یا واجبی!!!؟
دیدگاه ها (۱)

وقتی از حموم میای بیرون داری میگردی دنبال حوله یکی یهو میاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط