{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۴۷




ددی_فاکر



کوک:: سوبین قصدش برای آینده چیه
ساناکو:: امروز گیر دادی ب آینده منو سوبین
کوک:: نپرسم
ساناکو:: چیزی معلوم نیست...
کوک:: اوکی...


بیست مین بعد رسیدن عمارت
ساناکو رفت سمت اتاق یوری
کوک هم رفت تو اتاقش واسه استراحت


ساناکو:: بدبخت
یوری:: نچ..هووممم
ساناکو:: مرگ
یوری:: چته خاااا
ساناکو:: یه فکری بخال خودت کن خودتو جم جور کن میخام نقشمو عملی کنم

یوری پاشد و نشست...

یوری:: جان ماا؟!
ساناکو:: درد بیدرمون،این کوک یجوریه ب جدم یه بوهایی برده
یوری:: ب قول خودت این خودشم نمیتونه دست کم بگیره
ساناکو:: در هر صورت گفتم ک آماده باشی...


ساناکو پاشد رفت بیرون
هوفی کشید و یاد سوبین افتاد
رفت سمت اتاق سوبین و واردش شد

سوبین:: یااااااا نونااااا نمیگی شاید لخت باشم؟؟؟
ساناکو:: ببند دهنو
سوبین:: خب؟!
ساناکو:: تا چند روز دیگه تو عمارت نمی‌مونی با همون دوست دخترت میرید یجایی
سوبین:: چرا و کجا؟!
ساناکو:: اونشو بعد میفهمی یه خونه دارم میری اونجا
سوبین:: نمصن؟؟؟
ساناکو:: خفه شو،،،ب کسی هم نگو،صوتی هم نده
سوبین:: چشم😐

ساناکو زد بیرون و رفت تو اتاق خودش...
گوشیو برداشت و ب یه نفر زنگ زد...


ساناکو:: برای سه شب دیگه همتون آماده باشین!
دیدگاه ها (۱۴)

فصلــ💜دومــ💜پارت ۱۸💜ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜سانامی ویو:وقتی جی...

فصلــ💜دومــ💜پارت ۱۹💜ددی💜شوگره💜 اجباریه من 💜بعد مراسم عروسی س...

پارت ۴۶ددی_فاکرکوک:کجا دوس داری بریمساناکو:فعلا فقط دور بزنک...

پارت ۴۵ددی_فاکرساناکو:: بی عرزه صگ برای چی اومدی؟!سوبین:: ول...

پدر خوانده عاشق پارت 9.

شب تولدم پارت18 رفتم سوار یک تاکسی شدم و به سمت خیابون رفتم ...

خون سرخ☆پارت 7ویو ا.ت: صبح که بیدار شدم رفتم دستشویی و کارای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط