جیمین تهیونگ یکم فکر کن به لطف خالت الان ممنوع الخروجی و تنها ...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟷𝟼"

جیمین ــــ تهیونگ یکم فکر کن به لطف خالت الان ممنوع الخروجی و تنها راه رفتنت به پاریس همین ماه عسله ، تازشم مطمئنا خالت تو

حتی لحظه‌ای فکر کردن به کنار الا بودن حالم را بد می‌کند

اما حق با جیمین بود

این بهترین راه من بود

یا شایدم تنها را ...

"ا.ت ویو"

مهربان دستی به سرم می‌کشد و موهای مزاحمم را از پیشانی‌ام کنار می‌زند

لیام ــــ مطمئنی ؟

لبخند کوچکی میزنم و سری تکان می‌دهم که ناراضی می‌گوید :

لیام ــــ آخه تو رو با این وضعیت چه به کار کردن ؟ مگه چیزی برات کم گذاشتم ؟

ــــ چیزی برام کم نزاشتی لیام من خودم دلم میخواد برم سر کار ، دلم پوسید تو این خونه میخوام مشغول بشم یکم سرم گرم بشه

لیام ــــ سرت گرم بشه که کمتر به اون عوضی فکر کنی ؟

لبخند روی لبم میماسد و دهانم بسته می‌شود

ــــ من بهش فکر نمی‌کنم

لیام ــــ آره مشخصه چشمات هنوز از زور گریه قرمزه دیشب اصلا تونستی بخوابی ؟

سرم را پایین می‌اندازم و در دل بی‌حواسی‌ام را لعنت می‌کنم

دیشب تمام سعی‌ام را کرده بودم تا صدای گریه‌ام بیرون نرود اما نگار لیام از من زرنگ‌تر بود

ــــ ببخشید

لیام ــــ ببخشید ؟ چرا از من عذرخواهی میکنی ا.ت ؟ من به خاطر خودت میگم ، تو باید از خودت معذرت خواهی کنی

"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
دیدگاه ها (۶)

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟷𝟽"لحنش تند است اما بوی نگرانی دارد م...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟷𝟾"لیام ــــ با دوستم صحبت کردم تا تو...

❌⭕کپشننننننننننن❌⭕بچه ها امشب ۷ پارت میزارم اما به شرط : ۱۵ ...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟷𝟻"جیمین ــــ اتفاقا همین ذهنم و مشغو...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟿"باورم نمیشور که دیشب به الا تـ*عـ*ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط