رمان شراب عشق

رمان شراب عشق

بهش گفتم:

+اون عوضی باهات چیکار کرد؟

_ارسلاننننننن(باگریه)

+گریه نکن جوابم رو بده

_به.. به.. خ... د... ا....

+جواب منو بده گریه نکن مِن؛ مِن. نکن غهمیدی(باداد)

_بخدا.. بهش گفتم. نکن ولی مستم کرد ارسلان به خدا دارم راست میگم(باگریه)

+دیانا دیانا دیانا اشتباه کردم آورمدت.

_آره اشتباه کردی من باعث خجالتتم پس چرا گفتی با من رلی هان(باگریه و داد)

+میدونی تقصیر تو نیست تقصیر خداست.

_چرا؟! به خدا چه ربطی داره. ببین من با هرچی شوخی داشته باشم با خدا نه(باگریه)

+دِ اگر خدا صورتت رو انقدر زیبا نمیکرد هیچکس نمیخواستت الان چی همه میخوان از چنگ من درت بیارن

#دیانا

هاج و واج به ارسلان نگاه میکردم این همون ارسلان دوسال پیشه؟

این همون ارسلانیه که همیشه خوشحال بود میخندید داد نمیزد.

یعنی چون من زیبا هستم باید سر زنش بشم؟

چرا واقعا چرا؟

_ارسلان....
دیدگاه ها (۴)

رمان شراب عشق _ارسلان تو از من اعصبانی بب..... +لعنتی از تو ...

رمان شراب عشق سرب رو به نشانه ی نه تکون دادم. ارسلان صورتش ر...

رمان شراب عشق همون موقع صدای افتاد یکی توی آب اومدرضا با است...

رمان شراب عشق خسته شدم از اینکه همیشه باید برایبه دست آوردنش...

رمان بغلی من پارت۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳و۱۳۴دیانا: تا نیم ساعت داشتیم با...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_284رفتیم توی حیاط، ماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط