{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌❥بعــضی ها را هرچــقدر هم که بخــواهی تمام نمی شوند

‌❥بعــضی ها را هرچــقدر هم که بخــواهی تمام نمی شوند

همــش به آغوششان بدهڪار می مانی
حضــورشان گــرم است

سڪوتشان خــالی می ڪند دل آدم را

آرامــش صــدایشان را ڪم می آوری

هــر دم… هــر لحظه…

ڪم می آوریشان و اینجـــا مـ..ـن چقدر ڪم دارمـــت…
دیدگاه ها (۱)

تومنو مجبور کردی ب نخواستن ب جدااایی....

بختیااااری برو حالشو ببر....

عـــجــــب زمـــانــــه ای ❢شـــیـــرهـــا پـــاکـــتـــی ان...

قصه ای دارم زقوم آریا... ملتی پاک ونجیب وب...

مگر این « بعداً » قرار است چه گلی به سرمان بزند که این همه ز...

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۴ | «یک شب آرام کنار ه...

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

اگه برات مهمه تا اخر بخون

رمان :قرارداد سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط