{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حقیقت آدمی ، در یک سکانس از زندگی اش گیر میکند

در حقیقت آدمی ، در یک سکانس از زندگی اش گیر میکند
و بعد دیگر مهم نیست که تا کجا پیش می رود ،
تا هر جایی که برود
تا هر جایی
بازهم با یک چشم برهم زدن برمیگردد به همان سکانس ،
همان سال ،
همان روز ،
همان ساعت ،
همان لحظه..
و پیر شدن انسان از همین لحظه شروع می شود ..
دیدگاه ها (۵)

ای زندگی! تمام تو را گشتم، اما نشد که مرد کسی باشمحتی نشد به...

جوکر: من یه همسر داشتم زیبا بود....کسی که بهم میگفت من خیلی ...

اگر در خیابان مردی را دیدیدکه مدام به چهره ی زنها نگاه میکند...

دیده از بهر تو خونبار شد ، ای مَردمِ چشممردمی کن ، مشو از دی...

عاشقانه های شبنم

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

بهرام محمدی؛ فرمانروایِ نَفیرِ تطهیر(دیده‌بانِ جنگِ شناختی)۱...

بهرام محمدی؛ فرمانروایِ نَفیرِ تطهیر(دیده‌بانِ جنگِ شناختی)۱...

همسر پادشاه مین

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

معرفی کتاب پیش به سوی سبک زندگی سالم

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :خیر، اصلاً این طور نیس...

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط