{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیاشا_کجا؟فکر کردی‌میزارم جوجم بدون ارضا بخوابه؟

کیاشا_کجا؟فکر کردی‌میزارم جوجم بدون ارضا بخوابه؟
خوشحال پامو همون حالت گذاشتم با دستمال خون اطراف واژنمو پاک کرد
سرشو برد لای‌پاهام
لذت وصف نشدنی کل وجودمو گرفت
بلافاصله طاقت نیاوردم داخل دهنش ب اوج رسیدم
کیاشا_چ بی قرار فسقلی تازه میخواستم طعم بهشت و بچشم(خنده ای‌کرد)
بیخیال تموم وجودمو مکید و بغلم دراز کشید
حس خیلی خوبی بود
با اینکه دلم رضا نیست اما
باید باهاش راه میومدم فکرکنه دوسش دارم .
کمی زیر دلم درد میکرد
ب ساعت نگاه کردم ۰۶:۰۲ صبح و نشون میداد ک ب دلیل زمستون آسمون تیره بود
پیراهن و پوشیدم از اتاق زدم بیرون
اهل عمارت همه خواب بودن
ولی الاناس وجیهه خانوم بیدار شه
پس سریع جمبوندم رفتم آشپزخونه مسکن خوردم
لیوان و گذاشتم رو اپن برگشتم ب اتاق برم
ک با چهره کیاشا روبرو شدم
کیاشا_اینجا چیکار میکنی؟
خنده تلخی کردم و گفتم_نکنه فکر کردید باز فرار کردم؟
سکوت کرد._اومده بودن مسکن بخورم کمی درد داشتم




🔮🌑نیازمَند بِ کامِنت🙂🤌🏿
🔮🌑نیازمَند بِ فالو🙂🤌🏿

نیازِ اَصلی حِمایَت اَز تَهِ قَلبِتون🙂🤌🏿🪐
دیدگاه ها (۰)

بعد از گفتن این حرفم از کنارش گذشتمتند از پله های مارپیچ رفت...

با سنگینی جسمی روی خودم چشامو باز کردمآخ مردک گوریل وزنشو ان...

از روی شلوار بخاطر سایزش کمی ترس ب وجودم افتاد دکمه شلوارشو ...

کنارش رو تخت نشستم_ارباب من جز شما کسیو ندارم بابام بعد فوت ...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

رمان اجبار تا عشق

پآرت ⁶یونگی: چیه توبمن زل زدی (با خنده لثه ایی) نوا: نبابا ی...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

فیک مافیاها پارت ۳۳شوگا: جوجه چیزی نیست یه خراشه فقطته: دستم...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

رمان دخت من

سکوت پیست²Part:²شاخه ای از موهاش که جلوی صورتش بودو گرفتمو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط