{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ...

ادامه ...


اون سوک تند نگاهش را ازش گرفت سپس با قدم های سریع سمت در می‌رفت ... با گفتن حرف تهیونگ ایستاد
تهیونگ: کجا میری رو همین تخت بخواب یوری رو بیدار نکنی
اون سوک ناباورانه نگاهش کرد سپس اخم کرده لب زد
اون سوک : بله .. ؟
تهیونگ بالشت اش را برداشت سپس جدی ولی با لحن سردی روبه اون سوک گفت
تهیونگ: بخاطر خودت میگم کله شبو که نمی‌خواهی رو کاناپه شالن بخوابی ... سپس بالشت اش را روی مبل انداخت و نشست کفش هایش را کشید و رو کمر دراز کشید بلافاصله دستش را روی چشم هایش گذاشت
درست می‌گفت نباید کله شبو تو سالم بخوابه قطعا یه امشب رو می‌توانست تو این اتاق خوابه ... حتی زره ای از ناراحت شدن خودش نشان تهیونگ نداد هرچند به یوری حسادتی نمی‌کرد ولی لحنش به شدت سرد .. بود آروم روی تخت نشست

می‌دونم حمایت نمیکنید 💔💔😔😔
دیدگاه ها (۷)

جنگل نفرین شده پارت ۱۱

پارت هفدهمرزا سعی کرد بی‌تفاوت باشه، اما حضور ته‌سوک توی اتا...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ چند ثانیه ...

پارت ۸۲

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

چندپارتی تهیونگ

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁷درهای شیشه‌ای بیمارستان ...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط