{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

«درخواستی»
عشق سرکش من...†(پارت:۱)

مثل همیشه به بار رفت...یه لیوان بزرگ آبجو سفارش داد تا زمانی که دوستاش میان کمی مست کنه...

جونگ‌کوک:پس چرا نمیان؟!

جیمین:اوه...ببین کی اینجاست!جونگ‌کوک شی خودمون!(خنده)

جونگ‌کوک:یونگی می‌دونه اومدی اینجا؟!

جیمین:راستش نه!اگه میگفتم مطمئن باش نمیزاشت بیام!

جونگ‌کوک:منم تهیونگ رو پیچوندم!

جیمین:چی بهش گفتی؟!

جونگ‌کوک:گفتم میرم خونه تام تا با جیمین درس بخونیم...

جیمین:پسر این بهونه ات اشتباه بود...

جونگ‌کوک:چرا؟!

جیمین:اگه بره خونه تام و تو رو نبینه میخوای چیکار کنی؟!

جونگ‌کوک:خوب...اون من و خیلی دوست داره فکر نکنم تنبیهم کنه...

جیمین:هی اونجا رو!تام و جیهون دارن میان...

جونگ‌کوک:خوبه...

«عمارت»

تهیونگ هرچی به جونگ‌کوک زنگ میزد جواب نمی‌داد...خیلی نگرانش شده بود...

تهیونگ:لعنتی بَردار!(داد)

داشت دوباره با جونگ‌کوک تماس می‌گرفت که کسی وارد عمارت شد...

یونگی:هی تهیونگ(نفس‌نفس)

تهیونگ:یونگی؟!اینجا چیکار می‌کنی چیشده؟!

یونگی:تهیونگ جیمین...اون تو خونه نیست و هرچی زنگ میزنم جواب نمی‌ده!

تهیونگ:جونگ‌کوک هم همینطور!گفت می‌ره خونه تام تا درس بخونه ولی وقتی رفتم خونه تام اونجا نبود و هرچی زنگ میزنم جواب نمی‌ده!(عصبی)

یونگی و تهیونگ همزمان گفتند...

تهیونگ:نکنه...

یونگی:نکنه...

تهیونگ:اول تو بگو!

یونگی:نکنه رفته بار!

تهیونگ:می‌خواستم همین و بگم...

اون دو با بالاترین سرعت به سمت بار رفتن و...بله!اون دو بار بودند...همراه دوستایی که نه تهیونگ و نه یونگی از اونا خوششون می‌اومد...

تهیونگ:اینجان...

یونگی:دیدم(عصبی)

به سمتشون رفتن...

تهیونگ:اوه...ببین کی از من سرپیچی کرده و دوباره اومده اینجا!

به صورت براید استایل بغلش کرد و به یونگی اشاره کرد که می‌ره و یونگی هم تایید کرد...

جونگ‌کوک:ولم کن عوضی من دوست پسر دارم!

تهیونگ:حرف نزن جونگ‌کوک که از دستت بدجوری عصبی‌ام!

جونگ‌کوک:تو حق نداری از من عصبی باشی!تو هیچ کاره منی!به دوست پسرم میگم بکشتت!

تهیونگ چیزی نگفت و به سمت عمارت راه افتاد...

یونگی:که اومدی اینجا...می‌دونی که سرپیچی از من چه عاقبتی داره؟!

جیمین:دوست پسرم یونگی بِهِم گفته با غریبه ها حرف نزنم!

یونگی:اون و که درست گفته اما...

جیمین و روی کولش انداخت و گفت...

یونگی:اما الان بهت میگم دوست پسرت دیگه چیا بلده!

شرط«۱۵ لایک،۱۰ کامنت،۵ بازنشر»
حمایت لیدی؟!
دیدگاه ها (۲۳)

«درخواستی»عشق سرکش من...†(پارت:۲)جونگ‌کوک:می‌دونستی اگه به ت...

«درخواستی»عشق سرکش من...†(پارت:آخر)یونگی دکتر شخصیش رو خبر ک...

«درخواستی» سلام بچه ها درخواستی داریماسم:عشق سرکش منشخصیت ها...

عشق حقیقی...★(پارت:۳)مدتی میشد که جونگ‌کوک سرش پایین بود و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط