{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامش را خوانده بودم یادش را هم نوشته بودم، نامه ام را خوا

نامش را خوانده بودم یادش را هم نوشته بودم، نامه ام را خوانده بود و جوابش را خورده بود. می‌دانست دوست دارم کلمات با دست هایش به رقص در بیایند و نگاهشان کنم. اما این را دریغ می‌کرد.





انقدر خستم حال ادامه دادن این نوشته رو ندارم خب:(
دیدگاه ها (۳)

گفت تو زندگیت دائما گورکن بودی بدون اینکه بدونی، گفتم نه اشت...

در مخیله ات نمی گنجد اشک هایم برای وطنی که دیگر هیچ از آن ن...

پارت²

پارت¹

سلامی دوباره به همگیمن هی میام میگم ادامه میدم و برام اهمیتی...

من حانیه اماز وقتی یادم میاد عاشق هنر دست سازه‌ها بودم.یکسال...

مرسی ازتون... اون پست منه تو اکسپلور... 🥲دارید منو به رگبار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط