{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در مخیله ات نمی گنجد اشک هایم برای وطنی که دیگر هیچ از آ

در مخیله ات نمی گنجد اشک هایم برای وطنی که دیگر هیچ از آن نمانده...
دیدگاه ها (۰)

به او گفتم‌ پس از مرگم مرا در جایی میان طبیعت که درختان سربه...

اصلا حال و هوای بهار را ندارم آقا می‌شود دیگر نقش بازی نکنم؟...

گفت تو زندگیت دائما گورکن بودی بدون اینکه بدونی، گفتم نه اشت...

نامش را خوانده بودم یادش را هم نوشته بودم، نامه ام را خوانده...

ردپای اشک هایم را بگیر ،دیگر نه قراری هست ونه دوامی ،من بزود...

ادامه ۶ عشق و اشک هیون و ای ان به سمت اتاق ریس کانگ حرکت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط