خدایا کجایی بگو کیستی؟
خدایا کجایی بگو کیستی؟
چرا هر چه می گردمت نیستی؟
مگر از تو تا من چقد فاصلست؟
... تمام وجودم که تنها دلست
تو گفتی که اینجا زمین تو است
وجود خدا سرزمین تو است
چرا فال من را زمین می زنی؟
چرا شعله بر سرزمین می زنی؟
تو گفتی که خاک است اجداد تو
پس از آن جهنم به فریاد تو
اگر نیستی پس بگو من کیم؟
کجا گم شده هیبت خاکیم؟
اگر از وجودم جدایت کنم
شکایت ز تو بر خدایت کنم
من اینک رها می شوم راه باش
برایم دری بر سر چاه باش
بیا همدگر را نوازش کنیم
بیا دوست باشیم و سازش کنیم
تو را خواستن اشک و با ریش نیست
درون تو هم کودکی بیش نیست
برایش خودم بستنی می خرم
خودم تا در خانه اش می برم......
چرا هر چه می گردمت نیستی؟
مگر از تو تا من چقد فاصلست؟
... تمام وجودم که تنها دلست
تو گفتی که اینجا زمین تو است
وجود خدا سرزمین تو است
چرا فال من را زمین می زنی؟
چرا شعله بر سرزمین می زنی؟
تو گفتی که خاک است اجداد تو
پس از آن جهنم به فریاد تو
اگر نیستی پس بگو من کیم؟
کجا گم شده هیبت خاکیم؟
اگر از وجودم جدایت کنم
شکایت ز تو بر خدایت کنم
من اینک رها می شوم راه باش
برایم دری بر سر چاه باش
بیا همدگر را نوازش کنیم
بیا دوست باشیم و سازش کنیم
تو را خواستن اشک و با ریش نیست
درون تو هم کودکی بیش نیست
برایش خودم بستنی می خرم
خودم تا در خانه اش می برم......
- ۹۰۵
- ۱۳ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط