#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨
#پارت_5

- خوشگل شدم؟

مقنعمو درست کردم و به سمتش برگشتم .
شال گردن مهتاب و مقنعه‌ی مهسا رو پوشیده بود

کل زندگی این بشر یا قسطی بود یا دزدی...

سرمو پایین اوردم

که با دیدن کفشام چشمام گرد شد

- این کفشای منه؟

بی خیال شونه‌ای بالا انداخت
- سخت نگیر عشقم ، تازه س‌وتـ . ینـ . ـنتم از بند برداشتم پوشیدم عجب جیگریه

دود از گوشام میزد بیرون
اون قرمزه رو میگفت؟

اون ناموسمههه...

با حرص جیغ زدم

- ساغرررر من میکشمت نمیفهمی این یه چیز شخصیه؟؟؟

با مظلومیت بهم خیره شد

- یه چیزی میگم عصبی نشو باشه؟
اون شـ . ــ . ر . ت گل گلیت هست؟ اونم برداشتم

خون خونمو میخورد

هرچی دم دستم بودو به سمتش پرتاب کردم

که جیغی زد و پا به فرار گذاشت

صدای غر غر مهسا بلند شد

- ول کنید دانشگاه دیر شدد...

با دیدن ساعت دود از کلم بلند شد .

بی‌خیال ساغر شدم
بعدا به حسابش میرسیدم .

سریع کیفمو برداشتم

و از همراه مهسا از خوابگاه بیرون زدیم

نفهمیدم چطوری خودمو به اتوبوس رسوندم...

داشتم بین اون همه جمعیت خفه میشدم
شانس اوردم سریع رسیدم .

بقیه بچه‌های خوابگاه کلاسشون دیرتر شروع می‌شد ‌.
و دیر میومدن
🫧🦋↜
دیدگاه ها (۰)

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_90بعد از تموم شدن حرفش از آش...

وقتی دوست صمیمی هستین ولی اون دوست دختره داره ولی یه روز .‌....

کپشنننن🎀🌚عروسک من😈🔞پارت سی و پنجوارد اتاق شدم پیرهنش تنش نبو...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:15[ویو جونگکوک]داشتم به دشمن ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۴ پارتصبح روز بعد، وقتی از خ...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 025"""""""""""""""""""""""""""""""...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎دستم ...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط