{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابري نيست .

ابري نيست .
بادي نيست‌.


مي نشينم لب حوض‌:
گردش ماهي ها ، روشني ، من ، گل ، آب‌.
پاكي خوشه زيست‌.

مادرم ريحان مي چيند.
نان و ريحان و پنير ، آسماني بي ابر ، اطلسي هايي تر.
رستگاري نزديك : لاي گل هاي حياط‌.

نور در كاسه مس ، چه نوازش ها مي ريزد!
نردبان از سر ديوار بلند ، صبح را روي زمين مي آرد.
پشت لبخندي پنهان هر چيز.
روزني دارد ديوار زمان ، كه از آن ، چهره من پيداست‌.
چيزهايي هست ، كه نمي دانم‌.
مي دانم ، سبزه اي را بكنم خواهم مرد.
مي روم بالا تا اوج ، من پر از بال و پرم‌.
راه مي بينم در ظلمت ، من پر از فانوسم‌.
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت‌.


پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج‌.
پرم از سايه برگي در آب‌:
چه درونم تنهاست‌.
سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱۴)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

روشنی، من، گل، آبابری نیستبادی نیست.می‌نشینم لب حوض:گردش ماه...

ابری نیست .بادی نیست.می نشینم لب حوض:گردش ماهی ها ، روشنی ، ...

ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض گردش ماهی ها ، روشنی ، م...

ابری نیست .بادی نیست.می نشینم لب حوض:گردش ماهی ها ، روشنی ، ...

ابری نیستبادی نیست می نشینم لب حوض،گردش ماهی ها، روشنی، من، ...

m:دلشده ها:ابری نیست.بادی نیست.می‌نشینم لب حوض:گردش ماهی‌ها،...

ابری نیستبادی نیستمی نشینم لب حوضگردش ماهی ها روشنی من گل آب...

ابری نیست بادی نیستمی نشینم لب حوضگردش ماهی ها روشنی من گل آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط