بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت دوم :
برخی از این گرفتاریها، حاصل عملکردهای نادرست خودمان میباشد - برخی دیگر را ظلم های دیگران تحمیل میکند - و برخی ناشی از حوادث طبیعی میباشد؛ مانند آن که کسی به خاطر بیتوجهی، غفلت، بی بصیرتی و تنبلی خودش، کار خطایی انجام دهد - یا نظامات سلطۀ ظالمانه بر جهان، جنگ و تحریمی را تحمیل کنند -یا حوادث طبیعی، چون خشکسالی، سیل وزلزله، اوضاع را نابسامان گرداند گاهی سوء مدیریتها، یا تحرکات منافقانه و مذبوحانۀ برخی از مسئولان و مدیران و نفوذیها و خائنان، مردمان را دچار گرفتاریهای شدیدی می گرداند که گذر از آنها، به راحتی ممکن نیست!
ج) - گاهی، گرفتاریهای متعدد و شدت نگرانی، غم و اندوه از آنها به قدری زیاد و شدید می شود که ذهن و قلب آدمی را چنان مشغول میسازد که نه تنها او را از تدبیر، برنامهریزی و عملکرد درست بازمی دارد، بلکه حتی سبب میشود خدا و خودش را فراموش کند واز انجام واجبات و توجه به سنن إلهی باز ماند؛ لذا نه تنها مشکلاتش مرتفع نمیگردند، بلکه بیشتر و زیادتر نیز میشوند!
دعا :
دعا، یعنی خواندن دیگری و درخواست از او؛ و آدمی، هنگامی دیگری یادیگران را می خواند و از آنان یاری می طلبد که دیگر در تدبیر و عمل، از دست خودش کاری برنمی آید، و البته می داند که آن دیگری، توان و امکان مرتفع نمودن مشکل او را دارد و امید دارد که چنین کند. از اینرو، مؤمن، دست دعا را به سوی پروردگار عالَم بالا میبرد که خالق، مالِک، ربّ و رازقِ همگان میباشد.
تدبیر :
گذر موفق از مشکلات، تحمّل منطقی اندوهها و چارۀ نگرانی ها، به صورت اتفاقی و بیدلیل رخ نمیدهد، بلکه از آن سو، مستلزم تفضل از سوی خداوند منّان میباشد، و از این سو، مستلزم تدبیر درست از سوی هر کسی میباشد.
اما، مؤمن میداند که تدبیر درست نیز از خودش نیست، بلکه حق تعالی باید به اوالهام نماید،لذا در این دعا چنین درخواست مینماید: وَ أَنِلْنِي حُسْنَ النَّظَرِ فِيما شَكَوْتُ - و مرا در موردی که از آن شکایت دارم، به تأمل و تدبّر نیک برسان.
دعا یا دستور - تکبر مانع از اجابت :
خداوند سبحان، کمترین تکبر بنده در برابر خودش را نمی پذیرد؛ لذا همانگونه که ابلیس لعین را به خاطر تکبرش از آن مقامات اخراج نمود و به پایینترین درجات هبوط داد، بندۀ متکبرش را نیز از رحمت و لطف خودش دور میگرداند.
برخی، از روی همین جهل و تکبر، به جای درخواست، به خداوند متعال دستور میدهند که چنین و چنان کن، و البته برای توجیه خود، نامش را دعا میگذارند!(ادامه دارد...)
قسمت دوم :
برخی از این گرفتاریها، حاصل عملکردهای نادرست خودمان میباشد - برخی دیگر را ظلم های دیگران تحمیل میکند - و برخی ناشی از حوادث طبیعی میباشد؛ مانند آن که کسی به خاطر بیتوجهی، غفلت، بی بصیرتی و تنبلی خودش، کار خطایی انجام دهد - یا نظامات سلطۀ ظالمانه بر جهان، جنگ و تحریمی را تحمیل کنند -یا حوادث طبیعی، چون خشکسالی، سیل وزلزله، اوضاع را نابسامان گرداند گاهی سوء مدیریتها، یا تحرکات منافقانه و مذبوحانۀ برخی از مسئولان و مدیران و نفوذیها و خائنان، مردمان را دچار گرفتاریهای شدیدی می گرداند که گذر از آنها، به راحتی ممکن نیست!
ج) - گاهی، گرفتاریهای متعدد و شدت نگرانی، غم و اندوه از آنها به قدری زیاد و شدید می شود که ذهن و قلب آدمی را چنان مشغول میسازد که نه تنها او را از تدبیر، برنامهریزی و عملکرد درست بازمی دارد، بلکه حتی سبب میشود خدا و خودش را فراموش کند واز انجام واجبات و توجه به سنن إلهی باز ماند؛ لذا نه تنها مشکلاتش مرتفع نمیگردند، بلکه بیشتر و زیادتر نیز میشوند!
دعا :
دعا، یعنی خواندن دیگری و درخواست از او؛ و آدمی، هنگامی دیگری یادیگران را می خواند و از آنان یاری می طلبد که دیگر در تدبیر و عمل، از دست خودش کاری برنمی آید، و البته می داند که آن دیگری، توان و امکان مرتفع نمودن مشکل او را دارد و امید دارد که چنین کند. از اینرو، مؤمن، دست دعا را به سوی پروردگار عالَم بالا میبرد که خالق، مالِک، ربّ و رازقِ همگان میباشد.
تدبیر :
گذر موفق از مشکلات، تحمّل منطقی اندوهها و چارۀ نگرانی ها، به صورت اتفاقی و بیدلیل رخ نمیدهد، بلکه از آن سو، مستلزم تفضل از سوی خداوند منّان میباشد، و از این سو، مستلزم تدبیر درست از سوی هر کسی میباشد.
اما، مؤمن میداند که تدبیر درست نیز از خودش نیست، بلکه حق تعالی باید به اوالهام نماید،لذا در این دعا چنین درخواست مینماید: وَ أَنِلْنِي حُسْنَ النَّظَرِ فِيما شَكَوْتُ - و مرا در موردی که از آن شکایت دارم، به تأمل و تدبّر نیک برسان.
دعا یا دستور - تکبر مانع از اجابت :
خداوند سبحان، کمترین تکبر بنده در برابر خودش را نمی پذیرد؛ لذا همانگونه که ابلیس لعین را به خاطر تکبرش از آن مقامات اخراج نمود و به پایینترین درجات هبوط داد، بندۀ متکبرش را نیز از رحمت و لطف خودش دور میگرداند.
برخی، از روی همین جهل و تکبر، به جای درخواست، به خداوند متعال دستور میدهند که چنین و چنان کن، و البته برای توجیه خود، نامش را دعا میگذارند!(ادامه دارد...)
- ۷۷
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط