{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش حرف پشت سرم این شود حسین...

ای کاش حرف پشت سرم این شود حسین...

این هم جوان سینه زنی بود و پیر شد...

عادت نداشت بی تو شبی را سحر کند...

آنقدر گریه کرد که مویش سفید شد...
دیدگاه ها (۲)

ﺷﺐ ﺟﻤﻌﻪ ﺍﮔﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﺮﻣﺶﺳﺮ ﺑﺎﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﻭ ﺩﺍﺩ ﮐﺸﻢ ﺍﺯ ﮐﺮﻣﺶﺩﺳﺖ ...

حرم امام رضا چند دقیقه پیش..من خودم توفیق ندارم واونجا نیستم...

ای کاش حرف پشت سرم این شود حسین...این هم جوان سینه زنی بود و...

تماسی با کربلا ــ حال و هوای بین الحرمین چطوره؟ http://www....

جوونه میگفت : وقتی فصل نوکری تموم میشه ، حوصله‌ی هیچ‌کسی رو ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیستــم سـی آگـوسـ...

سرانجام برای هرکس در زندگی لحظه‌ای پیش خواهد آمد که به تنهای...

بعد اون شب که بدون خداحافظی رفتیمیدونی هیچوقت مثل سابق نشدم...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

رمان: گرفتار توپارت ۱۵ (بخش دوم: آرامشِ قبل از طوفانِ دوباره...

پارت ۶روز بعد_خونه ی نامجون_ساعت ۵ و ۲۲ دقیقه عصر_نامجون:از ...

You Like a DreamPart 2چند ماه بعد، هانیل هنوز آن روز را فرام...

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد...×:چی...چه غلطی کرد؟ باب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط