#رمان گوشه امن سایه ها

#رمان گوشه امن سایه ها
part5
##پیش نویس فصل دوم:سایه در شب

_گل لوتوسم،اخه من چطوری میتونم به تو خیانت کنم؟

+اوکی،دیگه نه میخو‌ام درموردش بشنوم نه درموردش صحبت کنم

_چشم.هرچی لوتوسم گفت.

ویو هانا
«داشتیم صحبت میکردیم که یهو چشمم به تتو های روی بدنش خورد تقریبا نصف بدنش تتو بود»
«دستم گزاشتم روی بازوی سمت چپش که پر از تتو بود تتو هاش دنبال کردم تا رفت زیر لباسش بلوزش دراورد دستم از بازوش تا سینش کشیدم»

+هیچوقت درمورد تتوهات صحبت نکردی،معنی خاصی دارن..؟

-نه لوتوسم،همینطوری زدم.

ویو هانا
«توجهم به یه نقطه روی سینش که دقیقا روی قلبش بود جلب شد همه جا تتو داشت جز اونجا دقیقا همون نقطه»

+چرا این نقطه رو خالی گراشتی؟

-گزاشتم تا یه طرح خوب واسش پیدا کنم بیب.

+هوم.

-بیب،تو تتویی نداری که با دراوردن لباست بخوایی نشونم بدی؟(پوزخند)

+ساکت شو تهویونگ

-چشم عزیزم
«ل.بامو مى چسبونم به ل.باش، اول آروم، بعد بايه كَاز محكم و ن.اله وار میرم سراغش»
« نفس لرزون بيرون میده كه مستقيم قورتش میدم پايين. لعنتى... مهم نيست چند بار می.بوسمش، هر بار انكَار اولين باره.»
«طعمش مى تركه توى دهنم، عميق مى كشمش توى ريه هام و نكَهش مى دارم.»
«طعمى از جاى، مركبات، و ش.هوتی درست به قدری زیاد.»
دیدگاه ها (۴)

پوستر جدیددددددددد

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

Part "73"☆ویو هانا☆فردای اون شب کذایی، رفتارهای ماریا کاملاً...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p40 😢انگشت‌هاش به‌آرومی ...

شاهکاری به نام دروغ

Destiny part 12

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

### پارت ۶: سایه‌هایِ تردید و وزنِ قدرت (آزمونِ اعتماد)دو رو...

رمان: فقط یک قدم تا توپارت۱:*درخواستی*ویو ی ا.ت:روز اوله هاگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط