رمان گوشه امن سایه ها
#رمان گوشه امن سایه ها
part4
##🖋️پیش نویس فصل اول:سایه در شب
-لولیتا مجبورم نکن دست پاهات ببندم.
ویو هانا
«ولی حرفش مگه برای من لجباز اثر داشت؟من بازم دست پا زدم»
«تا اینکه یهو هولم داد سمت تخت همون موقع کمربندشو دراورد خیلی ترسیدم این هنوز دیوونست میخواد چیکار کنه»
«انداختم روی تخت بعد دستام بالای سرم با دستاش قفل کرد بعد با کمربند دستام بست خواستم با پاهام به پاهاش ضربه بزنم که پاهام با پاهاش قفل کرد»
-بیب خب ادمو مجبور به همچین کاری میکنی
-درضمن قرار بود یکاری انجام بدیم،قرار بود من یچیزی رو به تو نشون بدم بعد اگر قبول نکردی پیشم بمونی بعد بری.
+خیانت رو هیچوقت نمیشه بخشید،اخه تو خیانتی که کردی رو چطوری میخوای پاک کنی؟ها؟
_دستات باز میکنم ولی آروم باش.
+باشه
ویو تهیونگ
«بعد باز کردن دستای هانا سمت TV رفتم بعد از روشن کردن اون فیلم دوربین مداربسته رو براش پخش کردم و با صورت مظترب زده بهش زل زدم بعد از اینکه برگشت و بهم لبخند زد انگار آروم شدم»
«یهو اون سمتم و یه ب.وسه گزاشت روی ل.بم برای اینکه اون پیش قدم شده بود تعجب کردم»
+برای پاک کردن رو ل.بای اون بود.
_(لبخند)
part4
##🖋️پیش نویس فصل اول:سایه در شب
-لولیتا مجبورم نکن دست پاهات ببندم.
ویو هانا
«ولی حرفش مگه برای من لجباز اثر داشت؟من بازم دست پا زدم»
«تا اینکه یهو هولم داد سمت تخت همون موقع کمربندشو دراورد خیلی ترسیدم این هنوز دیوونست میخواد چیکار کنه»
«انداختم روی تخت بعد دستام بالای سرم با دستاش قفل کرد بعد با کمربند دستام بست خواستم با پاهام به پاهاش ضربه بزنم که پاهام با پاهاش قفل کرد»
-بیب خب ادمو مجبور به همچین کاری میکنی
-درضمن قرار بود یکاری انجام بدیم،قرار بود من یچیزی رو به تو نشون بدم بعد اگر قبول نکردی پیشم بمونی بعد بری.
+خیانت رو هیچوقت نمیشه بخشید،اخه تو خیانتی که کردی رو چطوری میخوای پاک کنی؟ها؟
_دستات باز میکنم ولی آروم باش.
+باشه
ویو تهیونگ
«بعد باز کردن دستای هانا سمت TV رفتم بعد از روشن کردن اون فیلم دوربین مداربسته رو براش پخش کردم و با صورت مظترب زده بهش زل زدم بعد از اینکه برگشت و بهم لبخند زد انگار آروم شدم»
«یهو اون سمتم و یه ب.وسه گزاشت روی ل.بم برای اینکه اون پیش قدم شده بود تعجب کردم»
+برای پاک کردن رو ل.بای اون بود.
_(لبخند)
- ۱۱.۵k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط