{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرستار بچه پارت

پرستار بچه (پارت ۴)
مشغول دیدن فیلم بودیم که یهو وسطش اوضاع خراب شد جیمین بالبخند شیطانی نگام می‌کرد
* اونجوری نگام نکن ها من حوصله ندارم فعلا
& مگه این کار نیازی به حوصله داره
* بسه دیگه دیشب انجامش دادیم
& باشه راستی فردا خوانواده هامون دارن میان اینجا
* خوبه
& واسه‌ چی
* اگه تا آخر شب نگهشون دارم از دستت راحت میشم
& هه فکر کردی تا آخر شب می‌مونن می‌بینیم حالا
* باشه
فردا
من از صبح داشتم خرید میکردم برگشتم عمارت حسابی خسته بودم دراز کشیدم ولی یهو یه صدایی باعث شد بیدار شم یه دختر از دم در عمارت بلند داشت جیمین  رو صدا میزد من رفتم دم در
* سلام تو کی هستی دیگه اینجا چیکار داری
دختره . پارک جیمین اینجاست
* اره چیکارش داری تو کیش هستی
دختره . امدم ببینمش من زن آینده جیمین هستم
* اوهو یواش تر دختر
& ا.ت عشقم کیه
* ا.ت یه سگ مزاحمه
دختره . به من گفتی سگ
* اره مگه چی هستی
جیمین امد دم در کنار من واستاد
& اوه باز تویی چیکار داری
دختره . جیمین بیا باهم ازدواج کنیم
& مگه کوری نمیبینی ملکه ی من اینجا جلو روت واستاده چرا باید باهات ازدواج کنم
دختره . منظورت چیه
& من ازدواج کردم کوری نمیبینی عشقمو
دختره گذاشت و رفت
* 😂
& به چی میخندی
* چقدر ضایع شد
& اره دل خودمم خنک شد بیا بریم تو سرما میخوری
* توی این هوای گرم سرما میخورم
& اره هرچیزی ممکنه
دیدگاه ها (۱۴)

پرستار بچه (پارت۵)بعدر از چند مین من حاضر شدم و مامان بابای ...

پرستار بچه (پارت۶)شب دوستای جیمین آمدن عمارتمون همه با دوست ...

پرستار بچه( پارت۳)بدون هیچ حرفی روی تخت دراز کشیدم جیمین هم ...

پرستار بچه(پارت ۲)باهم رفتیم پایین بابام . چی شد جوونا به نت...

part 9

ONLY MINE PART 15میرا . این نامه مال کیه ا/ت تو میشناسی ؟ ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط