اس دوم میو میوزاکی همون دختره تو فن فیک می باشد
اس دوم میو میوزاکی (همون دختره تو فن فیک می باشد)
"معرفی "
در تاریکترین زوایای توکیو، جایی که وفاداری با خشونت گره خورده و هر سایهای میتواند اسلحهای باشد، **میو میوزاکی** زندگی خود را بر اساس قوانین خودش بنا کرده بود. او شاید یک رهبر باند نبود، اما ارادهای داشت که کوهها را تکان میداد؛ ارادهای که هرگز انتظار نداشت با نیروی سهمگینتر و خطرناکتری روبرو شود.
او «سایاره» (Invincible) را دیده بود. *مانجیرو سانو*. مایکی. رهبر افسانهای توکیو مانجی، کسی که نامش با ترس و احترام همزمان شنیده میشد.
اما میو نمیدانست که در تمام آن دفعاتی که چشمان خیرهاش به سمت او کشیده میشد، مایکی نیز در حال تماشای او بود. نگاههای میو برای رهبر توکیو مانند یک دعوت ناخواسته بود؛ یک کنجکاوی خطرناک که به سرعت در اعماق وجودش ریشه دواند. مایکی به ندرت چیزی را میخواست که نتواند به دست آورد، و آنچه اکنون میخواست، دخترکی بود که شهامت ایستادن در برابر او را داشت.
یک شب، زیر نور نئونهای بارانی پایتخت، بازی تمام شد.
در یک لحظه، دنیای میو از حرکت ایستاد. بوی چرم و قدرت، صدای آرام و در عین حال قاطع مایکی در گوشش پیچید. دزدیده شد. نه برای پول، نه برای انتقام، بلکه برای مالکیت.
هعیبببببببب برم پارت بعدیو بنویسمم حمایت کن وگرنه همین پامو میکنم تو کو.. ــ🗿🗿🗿🗿
"معرفی "
در تاریکترین زوایای توکیو، جایی که وفاداری با خشونت گره خورده و هر سایهای میتواند اسلحهای باشد، **میو میوزاکی** زندگی خود را بر اساس قوانین خودش بنا کرده بود. او شاید یک رهبر باند نبود، اما ارادهای داشت که کوهها را تکان میداد؛ ارادهای که هرگز انتظار نداشت با نیروی سهمگینتر و خطرناکتری روبرو شود.
او «سایاره» (Invincible) را دیده بود. *مانجیرو سانو*. مایکی. رهبر افسانهای توکیو مانجی، کسی که نامش با ترس و احترام همزمان شنیده میشد.
اما میو نمیدانست که در تمام آن دفعاتی که چشمان خیرهاش به سمت او کشیده میشد، مایکی نیز در حال تماشای او بود. نگاههای میو برای رهبر توکیو مانند یک دعوت ناخواسته بود؛ یک کنجکاوی خطرناک که به سرعت در اعماق وجودش ریشه دواند. مایکی به ندرت چیزی را میخواست که نتواند به دست آورد، و آنچه اکنون میخواست، دخترکی بود که شهامت ایستادن در برابر او را داشت.
یک شب، زیر نور نئونهای بارانی پایتخت، بازی تمام شد.
در یک لحظه، دنیای میو از حرکت ایستاد. بوی چرم و قدرت، صدای آرام و در عین حال قاطع مایکی در گوشش پیچید. دزدیده شد. نه برای پول، نه برای انتقام، بلکه برای مالکیت.
هعیبببببببب برم پارت بعدیو بنویسمم حمایت کن وگرنه همین پامو میکنم تو کو.. ــ🗿🗿🗿🗿
- ۴۲۳
- ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط