{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا فقط بهم صبر بده...

خدایا فقط بهم صبر بده...
خدایا بهم طاقت بده...
اعصابم خیلی داغونه...از دست حامد...
اومدیم خونه مامانش اینا با امیرعلی
همه اونجا دعوتن
مامانش و باباش قراره اعلام کنن که قراره باهم زندگی کنیم
و الان فقط از خدا طاقت میخام که رفتارای حامدو تحمل کنم...
هووووف...
کسی هس بحرفم باش؟
دیدگاه ها (۳۴۵)

سلام. ازونجایی که فردا مدرسست من اومدم اعلام وضعیت. من به ا...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۳" در آغوش رویای آبی ات " ...

[]عمارت عشق[] part 6 / پارت ویژهلباسارو خریدیم و از پاساژ بی...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مرد از دور اونو دید و یخ ابروش انداخ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

life like hellp:12تمام شب نتونستم بخوابم.حرف‌های اون مرد مدا...

سلااااممممم خوب اینم پارت اول امگای جئون کامنتاااا!

#love_inother_style #پارت32 #همشوناسم هرکدوم از دخترا روشون ...

اینم رمانیه که خودم نوشتم امیدوارم که خوشتون بیاد بنام خدا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط