ذهن ا ت

ذهن ا. ت
اون متوره خودشه ا. ت سریع سوار شد و تا آخرین سرعت روند ولی نمیدونست که این متور مال کیه ولی الان که میتونم اون مردک رو بگیرم عوضی سرم کلاه گذاشت
ویو نویسنده
ا. ت با سرعت متور رو پیچوند جلو ماشین
و پیاده شد
ای مردک جنده گمشو بیا پایین چطور جرعت کردی تو کارای من دخالت کنی(خیلی ریلکس داره صحبت میکنه من که همون اول داستان گفتم ا. ت تصمیم گرفت آدم بی احساسی شه و اون مردک پدر ا. ت بود)
پ ا. ت: تو عم یه هیولایی مثل مادرت تو باید بمیری
تو یه هرزه ای (با داد)
ا. ت: خوب پس چرا تو کار یه هرزه دخالت میکنی هوم(همه حرفاش ریلکسه)
پ ا. ت: شلیک کنین (همه حرفاش با داده)
یهو قامت کوک نمایان میشود.....
هرکی میخواد اینو(ا.ت) تیر بزنه بامن طرفع.....
ا. ت متعجب شده بود ولی به روش نیورد....
ا. ت: چرا اومدی مگه بهت گفتم بیای؟
کوک: الان وقت این سوالاس؟
ا.ت هنوز جواب نداده یه تیر زد تو سر پدرش.....
ا. ت: معلومه که نه ولی من همیشه اول میرم سراغ اصل کاری
کوک: هرکاری دوس داری بکن به من چه!
ا. ت: منم از تو سوال نکردم عباس آقا
خب ا. ت و کوک کلی کشتار کردن و ا. ت رفت خونش ولی هنوز نفهمید متور ماله کیه و همچنین تو خونشه ا. ت خوابید و صبح........
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خب گوربه های من برای پارت بعد شرت های زیر رو انجام بدید👇🏻🐈🤎
کامنت: 20
لایک: 10
دیدگاه ها (۰)

و صبح دید چندتا تما س از شماره خصوصی داره و دوباره شماره زنگ...

ا. ت: چی چی جونگ کوک خودتی! جونگ کوک: مامانت مامانمو کشت بعد...

پسرک گفت چشات دخترک گفت چشام؟ پسرک گفت چشات منو یاد آدمی مین...

یک روز پسرک تمام گل هارا کند و دسته گلی درست کرد و دلش را به...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

هرزه ی حکومتی پارت ۷ بردمش تو اتاق خودم...دستش و محکم ول کرد...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط