{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دريا زد دلم، مي دانم آسان بر نمي گردد

به دريا زد دلم، مي دانم آسان بر نمي گردد

که اين کشتي به حکم باد و طوفان بر نمي گردد


دلم وقتي بريزد راه برگشتي نخواهد داشت

که سوي آسمان، برف پشيمان بر نمي گردد


بخند اي بر لبانت رنگ فروردين، که لبخندت

گواهي مي دهد هرگز زمستان بر نمي گردد


نگو تنها همين يکبار نزديک تو بنشينم

که گل وقتي به باغ آمد، به گلدان بر نمي گردد


چه سود از اين پشيماني که گفتي دوستم داري؟

چو عطر از شيشه بيرون زد، به زندان بر نمي گردد


از آن تنهايي دلگير تا نزديک آغوشت...

کسي از يک قدم تا خط پايان بر نمي گردد






علي کريمان
دیدگاه ها (۸)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

به دریا زد دلم، می دانم آسان بر نمی گرددکه این کشتی به حکم ب...

به دریــا زد دلـــم، مــی دانم آســـان بر نمی گرددکه این کشت...

به دریا زد دلم، می دانم آسان بر نمی گرددکه این کشتی به حکم ب...

به دریا زد دلم، می دانم آسان بر نمی گرددکه این کشتی به حکم ب...

به دریا زد دلم، می دانم آسان بر نمی گرددکه این کشتی به حکم ب...

به دریا زد دلم، می دانم آسان بر نمی گرددکه این کشتی به حکم ب...

به دریا زد دلم، می دانم آسان برنمی گرددکه این کشتی به حکم با...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط