عکاسعشق

#عکاس_عشق
#پارت7

+امم... البته ،میتونی عکس بگیری
_پس میشه چن لحظه صبر کنی الان برمیگرم
باشه ای گفت و من سریع دویدم تو اتاق سارا و هلن داشتن فیلم میدیدن یه کلاه سیاه برادشتم و دوییدم پایین
وقتی رسیدم پشت هتل کسی رو تاب نبود دور و برم و نگاه کردم ولی کسی نبود اروم پچ زدم:وا پس کوش؟ینی رفته؟خب اگ نمیخاست چرا مسخره کرد منو
خاستم برگردم ک دستی روی شونم نشست
+نمیخای عکستو بگیری؟
_عا چ..چرا خب برو روی تاب بشین
رفت و روی تاب نشست سیگارشو روشن کرد رفتم سرش و کلاهی ک اوردمو بهش دادم: اینو ببپوش
بدون حرف کلاهو پوشیدو سیگارشو کشید حالت خیلی خوبی بود برای عکس چنتا عکس از زاویه های مختلف ازش گرفتم بعد چن مین عکسا تموم شد رفتم سمتش
_ممنونم عکسا تموم شد
+خواهش..
بدون حرف دیگه ای رفت منم نسشتم رو تاب تا عکسارو ببینم.....
یهو
دیدگاه ها (۲)

#عکاس_عشق#پارت8بدون حرف دیگه ای رفت منم نشستم رو تاب تا عکسا...

#عکاس_عشق#پارت9*توهم خیلی خوشگلی دخترم_مرسیدستمو گرفت و بردم...

#عکاس_عشق#پارت6وقتی رفتم تو اتاق با ی چیز نرم برخورد کردم ک ...

#عکاس_عشق#پارت5ویو شوگاداشتم حموم میکردم ک با جین بریم بیرون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط