{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی باید نبخشید...کسی را که بارها او را بخشیده ای...و نف

گاهی باید نبخشید...کسی را که بارها او را بخشیده ای...و نفهمید...تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد...گاهی نباید صبر کرد،باید رها کرد و رفت.تا بدانند که اگر ماندی "رفتن" را بلد بوده ای...
دیدگاه ها (۳)

دلــــم بالــکنـــــــے مـــــــے خواهـَــد رو به شَهـــر......

حس قشنگیه یکی نگرانت باشه... یکی بترسه از اینکه یه روز از ...

زمیـــن قانـــــــــــون عجیبی دارد... هــفت میلیـــارد آدم....

بعضی وقتا خیلی سخته که پیش بقیه وانمود کنی حالت خوبه در حالی...

پارت ۲۵ — «نقشه‌ی رها»رها رفت توی آشپزخونه و در رو پشت سرش ب...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

روزنامه کیهان:ممکن است این شبهه ایجاد شود که در بحبوحه جنگ ب...

پارت ۱۶ — «صبحِ مشکوک»صبح، رها با صدای افتادن چیزی از خواب پ...

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

پارت ۱۷ — «ساعت دوازده»ساعت دقیقاً دوازده شد.رها روی مبل نشس...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

پارت ۲۷ — «پاکت مرموز»همه دور میز جمع شده بودن و به پاکتی که...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط