لره دکتر میشه
لره دکتر میشه
از اتاق عمل میاد بیرون...
پسره میپرسه حال پدرم چطوره؟
لره میگه : پدرت دچار فراموشی شده،پاهاش فلج شده،نمیتونه حرف بزنه، چشماشو از دست داده...
پسر با ناامیدی تکیه میده به دیوار و گریه میکنه...
لره میگه شوخی کردم بابات مرد
از اتاق عمل میاد بیرون...
پسره میپرسه حال پدرم چطوره؟
لره میگه : پدرت دچار فراموشی شده،پاهاش فلج شده،نمیتونه حرف بزنه، چشماشو از دست داده...
پسر با ناامیدی تکیه میده به دیوار و گریه میکنه...
لره میگه شوخی کردم بابات مرد
- ۲.۱k
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط