{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق شیرین

عشق شیرین
پارت11
جی وو زنگ زد ب جونگ وو ولی جواب نداد

جی وو:جواب نمیده

سوجین:خیلی خب بیخیال

ریوجین:پارک جونگ وو کیه؟

سوجین:همکلاسیمونه

همینجوری بازی میکردیم و حرف میزدیم دیدم ساعت 7:00 شده

سوجین:اوفففف بسه خسته شدم حوصلم سر رفت

جی وو:مرض

سوجین:بیایین یکار دیگ کنیم

ریوجین:بریم بیرون؟

سوجین:مثلا کجا؟

ریوجین:چمیدونم خب بیرون دیگ

سوجین:ت ک حوصله نداشتی

جی وو:حالا قراره بریم یا ن؟

سوجین:خیلی خب بریم

رفتیم لباسامون عوض کردیم و رفتیم بیرون تقریبا یک ساعت پیاده روی کردیم و رفتیم تو ی پارک نشستیم

جی وو:هی سوجین بیا منو تاب بده

سوجین:باش ولی ت هم بعد منو تاب بده

جی وو:خیلی خب

من جی وو رو تاب میدادم و بعدم اون اومدو منو تاب داد دور و برمونو نگا کردیم دیدیم ریوجین نیس مونده بودم کجا رفته زنگش زدم

ریوجین ویو😐

رفتم ک سه تا قهوه بگیرم آخه بیرون خیلی سرد بود
گوشیم زنگ خورد جواب دادم سوجین بود

سوجین:الو ریوجین کجا رفتی؟

ریوجین:همین نزدیکیام رفتم قهوه بگیرم دارم میام

سوجین:باش زود باش

قط کردم

و رفتم سمت پارک

پایان ریوجین ویو😐

جی وو:چی گف

سوجین:رفته قهوه بگیره الان میاد
ت هم زود باش بیا منو تاب بده دیگ

جی وو:باش

جی وو منو تاب داد و ریوجین هم اومد روی صندلی نشستیم و قهوه رو خوردیم و ب پیاده رویمون ادامه دادیم....
دیدگاه ها (۶)

عشق شیرینپارت10آقای کیم اومد و پرونده رو گرفت و برد ولی اون ...

عشق شیرینپارت9یهو گوشیم زنگ خورد اون پدرم بود پدر:الو دخترم ...

Love you پارت سوم&عاها-هومم«سوجین تو دلش میگ باهات مهربون تر...

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

وقتی خیانت کرد .پارت اول.

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p15 کوک: باشهته د...

رمان قلب در تاریکی

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

پارت : 1لحظه ی دیدار با تو در خواستی پارت : 1یک روز سخت دیگر...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط