{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجب وفايى دارد اين دلتنگى...!

عجب وفايى دارد اين دلتنگى...!
تنهاش که ميزاري مىرى تو جمع و کلى ميگى و ميخندي....
بعد که از همه جدا شدي از کنج تاريکى مياد بيرون مى ايسته بغل دستت.....دست گرمشو ميزاره رو شونت برميگرده در گوشت ميگه:
خوبي رفيق!؟؟ بازم خودمم و خودت...
دیدگاه ها (۲)

شيطون

قبول دارم....

پدرم تنها کسی بود که وقتی اونو می بینم،میتونم باور کنم فرشته...

مجازی میخندیم....!مجازی شادیم....!مجازی عاشق میشیم....!مجازی...

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

ناز بی پایان.

خنده ی ممنوعه.

forced by your sideبه اجبار کنار تو part: 23رفتن داخل خونه ن...

خنده ی ممنوعه.

part 33&دوست دارم زودتر بزرگ بشمهر کس بعد این حرف واکنش متفا...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

عجب وفایی دارد این دلتنگی!عجب وفایی دارد این دلتنگی!تنهاش ک ...

عجب وفایی دارد این دلتنگی!عجب وفایی دارد این دلتنگی!تنهاش ک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط