{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روسری سر کردنت دل را هوایی می کند

روسری سر کردنت دل را هوایی می کند

گیسوانت در اسارت خودنمایی می کند

دم به دم از شهر دارد یک نفر گم می شود

زلف افشانت ز بس آدم ربایی می کند
دیدگاه ها (۱۸)

مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقینمی برد قلب مرا یاد تو ای ...

هر چند که در دیده ی تو حس لطیفیستاحساس من این است دلت پیش حر...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

آمدی جانم به قربانت صفا آورده ایدرد بی درمان قلبم را دوا آور...

تو مگر چند نفر بودی... که بعد از رفتنت، انگار تمامِ شهر خالی...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

درین بساط، به جز شربت شهادت نیستمیی که تلخی مرگ از گلو تواند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط