دخترباغبان

#دختر_باغبان 🌱

#پارت_81

روی شن ها نشسته بودم و زل زده بودم به دریا همه توی آب داشتن بازی میکردن به جز من.

لونا:ا/ت نمیای(کنار ا/ت نشست

+نه

لونا:چرا

+حوصله ندارم می‌خوام برگردم.

لونا: عمارت؟

+نه میخوام کلا برم خونه.

لونا:برای چی؟

+نمیخوام اینجا بمونم.

لونا:ا/ت دیگه لجبازیتو بذار کنار لارا فقط یونگی‌رو به عنوان یه دوست میبینه.

+چرا هر کدومتون میخواد با من حرف بزنه میگه من لجبازم پس اون چی اون خودش الان حاضر میشه بیاد پیش من؟ نه نمیاد.

لونا: خب باشه هرجور خودت راحتی.
فعلا

+از رو شن ها بلند شدم و به سمت ماشین الکس رفتم توی ماشین نشستم و دنبال بلیط قطار گشتم که بلاخره تونستم برای ساعت سه ظهر بگیرم.
از ماشین درومدم و پیاده سمت عمارت رفتم چون کفشام تق بلند بود اذیت میشدم ولی مجبور بودم برم.
هنوز زیاد دور نشده بودم بخواطر تق بلند کفش نزدیک بود بیوفتم که دستم توسط کسی گرفته شد.

ــ داری کجا میری؟

+به تو چه.

ــ گفتم داری کجا میری(داد

+کم مونده بود روم دیگه داد بکشی اصلا بیا بزنم دیگه.(بغض
دستمو از دستش کشیدم و دوییدم که کفشم رفت روی دامن لباسم و محکم افتادم روی آسفالت.
از درد تو خودم جمع شدم.

ــ ا/ت حالت خوبه؟(نگران

+هق هق درد می‌کنه.
منو محکم توی بغلش گرفت.

ــ کجات درد می‌کنه؟

+نگاهی به دستام پاهام انداختم خون ازشون سرازیر میشد.

لونا:هی ا/ت چت شده.

ــ افتاده.

رونا: چطور افتاد مگه پیشش نبودی.

لونا: کل دست و پات خونیه که.

جیمین:یونگی ببرش دست و پاش‌ رو پانسمان کن.

الکس: بغلش کن بیارش یه جعبه کمک های اولیه توی ماشینم هست تا بهت بدمش.

ــ باشه

ادامه دارد...........🌱
دیدگاه ها (۱۰)

#دختر_باغبان 🌱#پارت_82توی ماشین نشسته بودم و یونگی داشت پاها...

#دختر_باغبان 🌱#پارت_83رونا:کسی اذیتت کرده؟+نهرونا:نکنه یونگی...

#دختر_باغبان 🌱#پارت_80لارا:هی چیکار می‌کنی مگه نمی‌بینی دستش...

#دختر_باغبان 🌱#پارت_79ــ ببخشید.+همین؟ــ میخوای یجور دیگه از...

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط