{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 3

پارت 3
از خواب بیدار شدیم
از زبان ا,ت
رفتم اماده شدم
امروز قراره با دوست تام بریم پارک کیف مو برداشتم داشتم میرفتم که جیمین
گفت کجا کجا
گفتم با دوست هام بریم پارک جیمین گفت پسر هم هیت
گفتم اره
گفت نمیری
بدو بدو رفتم از خونه بیرون جیمنو انداختم تو اب نشته بودم ب مخندیدم دیتم گرفت
گفتم جیمین جان
جان جدت منو نداز تو اب شنابلد نیستم
گفت حالا شدم جیمین جان تاسه
مشمورم بعد تا ابی
گفتم جیمین عاشقتم
گفت راستی میخوای برات شنایاد بدم
گفتم اره رفتیم لباسامونو عوض کردیم اومدیم تاشب باهم اب بازی کردیم
رفتیم دوش گرفتیم اومدیم
تلویزوین نگاه میکردیم جیمین گفت
واقعا عاشقمی یا برا اینکه نندازمت تو اب گفتی
گفتم خب م...م.من عاشقت شدم
بغلم کرد گفت راستی مامانو باباهامون فردابیان قراره اینجا
گفتم اخ جون
گفت چرا
قراره از دیتت راحت شم
گفت حالا میبینیم
دیدگاه ها (۰)

پارت 4امروز قراره مامان بابامون بیان بیدارشدم جیمین هم بیدار...

شرمنده ک.ی.س داشت این اخریه که توش ک.ی داشت

پارت 2از زبان ا,ت چهار روزه که از اون روز مگذره امروز قراره ...

فیک پرستار بچه پارت1سلام ا,ت هستم20سالمه من بچه ها رو دوست د...

کاراگاه جوان Part:26مینگی:وای خدا داشتم میمردم از نگرانی جیم...

#in_your_eyespart_3۷حرکت کردیمکارینا لوکیشن رو برام فرستادقر...

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط