{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از نمناک و بارانی تورا با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم.

از نمناک و بارانی تورا با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم.
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.
به من بیاموز که اشک چطور جان می دهد در خانه چشم.
به من بیاموز که قلب چگونه می میرد و دلتنگی خود را می کشد.
بازهم ستاره به ستاره جستجویت کردم.ولی نیافتمت.
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

از دشمنان تا عاشقان

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه ی گلهای نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط