قلم بنویس دردم را، که در دل دردها دارم

قلم بنویس دردم را، که در دل دردها دارم

قلم بنویس ازحالم ، که امشـــــب غصه ها دارم

قلم بنویس از عمــــرم ،که عمری خون دل خوردم

قلم ای کاش چون زادم، همان دم نیز می مردم
دیدگاه ها (۱)

اون لحظه که فکر می‌کنن چون همیشه می‌خندی، چیزی از غصه حالیت ...

کاش می شد بیخبر یک حلقه بر در میزدیبـر خیـالات محـالـم رنـگ ...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

مظهرِ بر صبر و وفا ای پدرم، ای پدرمفخر منی من به فدایت، گهرم...

قسم به ضربان قلبی که در سینه برای تو به یادتو می تپدو قسم به...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

https://wisgoon.com/jounkookjk-vمیکشم هر دم نفس من در هوایت ...

واقعاً نمی‌دونم از کِی این‌همه خستگی نشست روی دلم…از کِی دیگ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط