{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلم بنویس دردم را، که در دل دردها دارم

قلم بنویس دردم را، که در دل دردها دارم

قلم بنویس ازحالم ، که امشـــــب غصه ها دارم

قلم بنویس از عمــــرم ،که عمری خون دل خوردم

قلم ای کاش چون زادم، همان دم نیز می مردم
دیدگاه ها (۱)

در تماشای تو قانع نشوم مٖن،به دو چشم همه چــشــمان جهان گــو...

فردا که جمعه بیایدباز قرار است همه چیز هجوم بیاوردبر سرِ لحظ...

در چهره ی همه آدمهاخطی شبیه غم وجود دارددر چهره زنان زیبا بی...

دود آهم ،شده اشک غمم ای چشم وچراغشمع عشقی که به امّید تو ،رو...

محکم، صبور، ساکت و آرام و روبه راهاز عمق دردها به تعادل رسید...

شیرین فرهاد

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط