تویه ساحل رویه شنها قایقی به گل نشسته یکی با چشمون گریون
تویه ساحل رویه شنها قایقی به گل نشسته یکی با چشمون گریون گوشه ایی تنها نشسته نگاه پر اظطرابش به افق به بی نهایت ساکته اما تو قلبش داره یه دنیا شکایت تو چشاش حلقهء اشکه تویه قلبش غم دنیا منتظر به راه یاره تا بیاد امروز و فردا باورش نمیشه عشق و همه دنیاش زیر آبه تنها مونده تویه ساحل زندگی براش عذابه تنهایی براش عذابه خاطرات لب دریا دیگه از یادش نمیره همه دنیاش زیر آب و خودش هم تو غم اسیره دست بی رحم زمونه عشقش رو برده به دریا حالا از خودش میپرسه میادش آیا و آیا!!!!! عاشقی که تنها باشه تویه دنیا نمیمونه دل عاشق رو شکستن شده کاره این زمونه
- ۱.۸k
- ۱۳ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط